۱۴۰۵ فروردین ۲۰, پنجشنبه
۵ نکته مهم درباره اطلاعرسانی درباره اتهامات علیه زندانیان و بازداشتشدگان
تشدید بحران در زندان اوین
۱۴۰۵ فروردین ۹, یکشنبه
کودکان؛ پیادهنظام و قربانیان ماشین جنگی و ایدئولوژی
۱۴۰۵ فروردین ۶, پنجشنبه
فرجام «جعبهسیاه» قم؛
کودکان ابزار جنگ ستیزی جمهوری اسلامی
۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه
رهبری مجتبی خامنهای طنزی تلخ در حکومتی مثلا جمهوری
۱۴۰۴ اسفند ۱۳, چهارشنبه
دیکتاتوری و هزینهای که ملتها میپردازند
۱۴۰۴ اسفند ۴, دوشنبه
نسلی که دیگر نمیترسد؛ سه روز چالش مستقیم با رهبری
۱۴۰۴ بهمن ۲۵, شنبه
فریاد آزادی در قلب اروپا؛ ۱۴ فوریهای که مونیخ را لرزاند
در میدانها و خیابانها، هزاران نفر گرد آمدند تا نشان دهند امنیت فقط در اتاقهای مذاکره تعریف نمیشود؛ امنیت یعنی آزادی، کرامت انسانی و پایان سرکوب. این تجمعها بخشی از موجی جهانی از اعتراضات بود که ایرانیان و فعالان مدنی در شهرهای مختلف دنیا به راه انداختند.
خیابان علیه سکوت: گزارشها نشان میدهد گردهمایی بزرگی با محوریت وضعیت حقوق بشر در ایران در مونیخ برنامهریزی شد و برگزارکنندگان از حضور گسترده شرکتکنندگان خبر دادند و حتی بر اساس دادههای رسمی، تجمعی با عنوان حمایت از آزادی و حقوق بشر برای ایران با ثبت حدود ۱۰۰ هزار شرکتکننده اعلام شده بود و انتخاب زمانی که رهبران جهانی در شهر حضور دارند، کاملاً هدفمند بود.
این یعنی یک پیام روشن:وقتی سیاست جهانی نگاه میکند، مردم میخواهند دیده شوند — نه نادیده گرفته شوند.
مردم آمدند؛ حتی اگر سخت بود: برخی گزارشها از مشارکت گسترده ایرانیان خارج از کشور حکایت داشت — کسانی که برای حضور در این گردهمایی مسیرهای طولانی طی کردند یا با وجود محدودیتهای کاری تلاش کردند خود را به مونیخ برسانند.ویدئوها نیز تجمع ایرانیان در شهر را در چارچوب یک رویداد همبستگی جهانی نشان میدهد.این فقط یک تجمع نبود واین حضور، یک اعلام موجودیت بود و یک یادآوری که تبعید، مهاجرت یا فاصله جغرافیایی، صدای مطالبهگری را خاموش نمیکند.
شهر در محاصره اعتراض: مونیخ آن روز فقط میزبان یک حرکت نبود بلکه حداقل ۲۱ تجمع مختلف در حاشیه کنفرانس امنیتی برنامهریزی شده بود و پیشبینی میشد حدود ۱۲۰ هزار نفر در مجموع شرکت کنند.از زنجیرههای اعتراضی ضد جنگ گرفته تا تجمعهای سیاسی و حقوقبشری، خیابانها به صحنه تقابل روایتها تبدیل شده بودند.
چرا این روز مهم بود؟ ۱۴ فوریه صرفاً یک تاریخ نبود و این روز نشان داد که اعتراض مدنی هنوز زنده است، حتی در دل اروپا، حتی در کنار نشستهای قدرت.
همزمانی این حرکتها با گردهمایی سیاستمداران جهانی، تلاشی بود برای رساندن یک پیام: هیچ میز مذاکرهای نباید صدای مردم را نادیده بگیرد.
جمعبندی: مونیخ در آن روز فقط یک شهر نبود؛به میدان برخورد واقعیت و سیاست تبدیل شد.در حالی که تصمیمگیران درباره آینده جهان حرف میزدند، مردم آیندهای متفاوت را مطالبه میکردند.این تجمعها شاید دنیا را همان روز تغییر نداد.اما یک چیز را ثابت کرد:وقتی خیابان بیدار میشود،هیچ کنفرانسی نمیتواند وانمود کند که صدایی وجود ندارد.
۱۴۰۴ بهمن ۲۲, چهارشنبه
بیمارستان یا میدان شکار؟
۱۸ و ۱۹ دی؛ اعتراضات ایران و مسئله کشتهشدگان در چارچوب نقض حقوق بشر
۱۴۰۴ بهمن ۱, چهارشنبه
علی لاریجانی کیست و چرا نامش دوباره مطرح شده؟
۱۴۰۴ دی ۳۰, سهشنبه
خیانت به ملت و سلب حق ذاتی و شهروندی ایرانیان
برای مردم ایران
برای مردمی که در ایران، تنها به جرم اعتراض، به جرم خواستن زندگی بهتر، آزادی و کرامت انسانی،با گلوله، زندان و سرکوب روبهرو شدهاند و من امروز مینویسم تا صدای کسانی باشیم که صدایشان را خاموش کردهاند ، صدای جوانانی که نامشان هرگز در رسانههای رسمی ایران گفته نشد،اما خونشان خیابانها را رنگین کرد در اعتراضات اخیر ایران، مردم بهصورت مسالمتآمیز به خیابانها آمدند؛دانشجویان، کارگران، زنان، جوانان و حتی نوجوانان.آنها خشونت نخواستند،آنها حق خواستند و
اما پاسخ حکومت ایران چه بود؟
نه گفتوگو، نه اصلاح،بلکه کشتن معترضان، بازداشت
گسترده، شکنجه، قطع اینترنت و سرکوب بیرحمانه.
بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، که جمهوری
اسلامی ایران نیز به آن متعهد است:
ماده ۳ میگوید:هر انسان حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.اما در ایران، جوانان در خیابانها با تیر جنگی کشته میشوند.
ماده ۱۹ میگوید:هر کس حق آزادی بیان و عقیده دارد.اما در ایران، یک شعار، یک پست در شبکههای اجتماعی، یا حتی سکوت،میتواند حکم زندان یا مرگ باشد.
ماده ۲۰ تصریح میکند:هر کس حق تجمع و تظاهرات مسالمتآمیز دارد.اما در ایران، تجمع مسالمتآمیز با باتوم، گاز اشکآور و گلوله پاسخ
داده میشود.
ماده ۹ میگوید:هیچکس نباید خودسرانه بازداشت یا زندانی شود.اما هزاران نفر بدون حکم قضایی، شبانه بازداشت شدهاند و
خانوادههایشان هفتهها از سرنوشت آنها بیخبر ماندهاند.
اینجا باید به یکی از جدیترین و دردناکترین نقضهای
حقوق بشر در ایران اشاره کنیم:
محروم کردن بازداشتشدگان از حق دسترسی به وکیل مستقل.
بر اساس ماده ۱۰ و ماده ۱۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر،هر انسان حق دارد از دادرسی عادلانه، علنی و بیطرفانه برخوردار باشد و
بتواند با کمک وکیل انتخابی از خود دفاع کند.
اما در ایران چه میگذرد؟بازداشتشدگان روزها و هفتهها در سلولهای انفرادی نگه داشته میشوند، بدون تماس با خانواده، بدون اطلاع از اتهام، و بدون حق دسترسی به وکیل و در بسیاری از پروندهها،وکلای مستقل اجازه ورود ندارند،و بهجای آن وکلای حکومتی تحمیل میشوند و یا متهمان تحت فشار، تهدید و شکنجه مجبور به اعترافات اجباری میشوند؛اعترافاتی که بعداً مبنای احکام سنگین زندان و حتی اعدام قرار میگیرد و این نه عدالت است،نه قانون،و نه دادرسی؛این نقض آشکار کرامت انسانی است.
ما درباره اعداد و آمار حرف نمیزنیم،ما
درباره زندگیهای واقعی صحبت مینویسیم:
دانشجویی که دیگر به کلاس بازنگشت،کارگری که نان خواست و گلوله گرفت،دختری که رؤیای آینده داشت و حالا نامش در فهرست جانباختگان است و حکومت ایران نهتنها مردم را میکشد،بلکه تلاش میکند حقیقت را نیز پنهان کند:با قطع اینترنت،با تهدید خانوادهها،و با سرکوب روزنامهنگاران و فعالان حقوق بشر.
حقیقت را نمیتوان کشت ومن اعلام میکنیم:جهان نباید در برابر این جنایات سکوت کند و سکوت، همدستی است و ما از دولت آلمان، اتحادیه اروپا و جامعه جهانی میخواهیم که نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران را بهروشنی محکوم کنند و عاملان کشتار و سرکوب را پاسخگو بدانند و در کنار مردم ایران بایستند، نه در کنار سرکوبگران.
و خطاب ما به مردم ایران:
شما تنها نیستید نام کشتهشدگان شما در دلها میماند و درد شما، درد ماست و مبارزه شما برای آزادی، شایسته احترام و حمایت جهانی است و شما امروز برای نفرت نیامدهاید ؛ و برای عدالت آمدهاید.
برای حق زندگی،حق اعتراض،حق وکیل،حق دادخواهی،و
حق آینده و حق ذاتی و شهروندی و یاد جانباختگان اعتراضات اخیر ایران را گرامی میداریم.
و با صدایی رسا میگوییم:
زندگی حق مردم ایران است.
آزادی حق مردم ایران است.
۱۴۰۴ دی ۱۵, دوشنبه
اعتراضات ۱۴۰۴ در ایران
۱۴۰۴ آذر ۲۰, پنجشنبه
مرگ مشکوک خسرو علیکردی؛ وکیلی که صدای خانوادههای دادخواه بود
۱۴۰۴ آذر ۹, یکشنبه
سیم کارت سفید مسئولین حکومتی، با طعم فیلترینگ اینترنت برای مردم
۱۴۰۴ آذر ۸, شنبه
کودکان کار در ایران،فریاد خاموشعدالت اجتماعی
پدیدهی کودکان کار در ایران، چون آینهای تمامنما، بیعدالتی اقتصادی، نابرابری آموزشی و ضعفهای بنیادین در سیاستگذاری اجتماعی را بازتاب میدهد. این نوشتار، با تکیه بر آمار رسمی، گزارشهای جهانی و پژوهشهای معتبر، آشکار میسازد که فقر نهادینه، مهاجرت اجباری و ناکارآمدی قوانین حمایتی، کودکان را بهسوی بازار کار پنهان میرانند. این جریان نه تنها حقوق بنیادین کودک را پایمال میکند، بلکه چرخهی نابرابری طبقاتی را جاودانه میسازد و آرامش اجتماعی را به مخاطره میافکند. هدف، کاوش ژرف این معضل، بررسی علل و پیامدها و پیشنهاد راهحلهای عملی و پایدار برای دستیابی به عدالت اجتماعی است.
مقدمه
در کوچهپسکوچههای کلانشهرهای ایران، کودکان کار با چهرههای خسته و دستان کوچک، نقشی تلخ از شکافهای ژرف اجتماعی میآفرینند. این کودکان، قربانیان بیواسطهی سیاستهای اقتصادی ناکارآمد، تورم بیامان و توزیع ناعادلانهی فرصتها هستند. هرروز که این پدیده نادیده انگاشته شود، نسلی نو در تلهی فقر و محرومیت اسیر میماند. کودکان کار، نه تنها نجوای خاموش عدالتاند، بلکه زنگ بیدارباشی برای فروپاشی پیوندهای اجتماعی و اوجگیری تنشهای طبقاتی بهشمار میروند.
روششناسی
این پژوهش بر پایهی تحلیل دادههای ثانویه بنا شده است. اطلاعات از منابع رسمی چون سازمان بهزیستی(۱) و مرکز آمار ایران (۲)، گزارشهای بینالمللی مانند یونیسف (۳ و۴ و۵) و سازمان بینالمللی کار (۶ و ۷) و مطالعات دانشگاهی گرد آمدهاند. شاخصهای اصلی –از نرخ فقر و ترک تحصیل گرفته تا مهاجرت داخلی و خارجی و آمار کودکان کار— کاویده شدهاند تا پیوند میان این عوامل و تشدید نابرابری طبقاتی روشن گردد.
علل ریشهای رشد کودکان کار
الف) فقر ساختاری و بحران معیشتی
تورم فراتر از ۴۰ درصدی در سالهای اخیر، همراه با بیکاری فراگیر والدین، خانوادهها را به بهرهکشی از نیروی کار کودکان واداشته است. این پدیده، چرخهی فقر را استوارتر میسازد و کودک امروز را به کارگر کممهارت فردا بدل میکند. (۲)
ب) نابرابری در دسترسی به آموزش
دسترسی نابرابر به آموزش شایسته، شکاف طبقاتی را ژرفتر میکند. کودکان خانوادههای مرفه از امکانات آموزشی برتر برخوردارند، در حالی که فرزندان طبقات فرودست پیش از پانزدهسالگی از تحصیل محروم میمانند.
ج) مهاجرت و کودکان آسیبپذیر
مهاجرت از روستا به شهر و ورود اتباع خارجی، بهویژه از افغانستان، کودکان را در برابر استثمار بیدفاع میگذارد. بیش از ۸۰ درصد کودکان کار خیابانی در تهران غیرایرانیاند و از حمایت قانونی بیبهرهاند. (۱)
د) خلاهای قانونی و نظارتی
مادهی ۷۹ قانون کار ایران، اشتغال کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع اعلام کرده است، اما اجرای آن ناکافی و گزینشی است. کارگاههای خانوادگی و بخش غیررسمی از این قانون مستثنیاند و نظارت کارآمدی بر آنها وجود ندارد. (۶)
آمار و واقعیات نگرانکننده
– بر پایهی گزارش سازمان بهزیستی (۱۴۰۳)، ۶۶۳/۱۲ پروندهی فعال کودکان کار ثبت شده ۶۰ درصد ایرانی و ۴۰ درصد اتباع خارجیاند. (۱)
– در تهران، بیش از ۷۰ هزار کودک کار شناسایی شدهاند که ۸۰ درصد غیرایرانی هستند. (۱)
– برآوردهای غیررسمی: ۱.۶ تا ۲ میلیون کودک کار در سراسر کشور، با روند صعودی ۹.۶ درصدی نسبت به دههی پیشین. (۷)
– نزدیک به یک میلیون کودک در سال ۱۴۰۴ از تحصیل بازماندهاند که بخش عمدهی آن به سبب الزام کار است. (۲)
این ارقام نه تنها فاجعهای انسانی را نمایان میکنند، بلکه نوای خطری برای گسست اجتماعی به گوش میرسانند.
پیامدهای بلندمدت
– آسیبهای جسمی و روانی: کودکان کار در برابر ساعات طولانی، مواد زیانبار، خشونت خیابانی و اختلالات روانی چون افسردگی و اضطراب بیپناهاند.
– تداوم نابرابری طبقاتی: محرومیت از آموزش، این کودکان را به مشاغل کمبها در بزرگسالی محکوم میکند و شکاف طبقاتی را سینهبهسینه ژرفتر میسازد.
– فرسایش سرمایهی اجتماعی: تجربهی زودرس تبعیض، اعتماد همگانی را میفرساید و زمینهساز ناآرامیهای اجتماعی میگردد.
راهکارهای عملی و فوری
الف) حمایت معیشتی هدفمند: از کمکهای موقت به پایداری اقتصادی
حمایت معیشتی هدفمند کلیدیترین راهکار برای جلوگیری از ورود کودکان به بازار کار است. فقر ساختاری –ناشی از تورم بالای ۴۰ درصدی و بیکاری والدین— خانوادهها را وادار به بهرهکشی از کودکان میکند. (۲) پیشنهاد عملی تخصیص یارانههای مستقیم به خانوادههای در معرض خطر است، نه بهصورت کمکهای مقطعی، بلکه با پیوند به برنامههای اشتغالزایی والدین. برای مثال، مدل یونیسف در ایران (از سال ۲۰۱۹) بر «مدیریت موردی» تاکید دارد: شناسایی زودهنگام خانوادهها، ثبت وضعیت اقتصادی و ارجاع به خدمات اجتماعی برای توانمندسازی. (۵) چالش اصلی فساد در توزیع یارانهها و عدم پوشش کامل است (تنها ۴۰ درصد بودجهی اجتماعی به خانوادههای محروم میرسد). راهحل پیشنهادی ایجاد پایگاه دادهی ملی برای ردیابی خانوادهها با نظارت مستقل سازمانهای مردمنهاد (ان.جی.او ها) است، تا حداقل معیشت شرافتمندانه تضمین شود و کودکان از کار رهایی یابند.
ب) آموزش فراگیر و انعطافپذیر: پلی بهسوی برابری فرصتها
نابرابری آموزشی کودکان طبقات پایین را بیش از ۱۵ سالگی از تحصیل محروم میکند و آنها را به نیروی کار ارزان تبدیل مینماید. (۳) برنامههای آموزشی پارهوقت و مدارس شناور باید با تمرکز بر مناطق محروم (مانند حاشیهنشینان تهران) اجرا شوند. نمونهی موفق ابتکار یونیسف در اردن (۲۰۱۹) است که کودکان اقلیت را آموزش داد و به مدارس رسمی بازگرداند. این مدل در ایران میتواند با ادغام آموزش فنی (مانند مهارتهای دیجیتال) برای کودکان کار، چرخهی فقر را بشکند. (۳) چالش نرخ ترک تحصیل یک میلیون کودک در ۱۴۰۴ است، (۲) عمدتاً بهدلیل کار اجباری. پیشنهاد سرمایهگذاری دولتی در برنامههای «آموزش جایگزین» با حمایت سازمان جهانی کار (ILO)، همراه با بورسیههای مشروط به عدم کار کودک است. این رویکرد نه تنها محرومیتها را جبران میکند، بلکه سرمایهی انسانی را برای آیندهای برابر، تقویت مینماید.
ج) اجرای قاطع قوانین: از کاغذ به عمل
مادهی ۷۹ قانون کار ایران اشتغال زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده است، اما اجرای ضعیف آن (گزینشی و بدون نظارت) استثمار را تداوم میبخشد. بیش از ۱۵ سازمان (مانند وزارتخانههای کار، آموزش و شهرداری) درگیرند، اما عدم هماهنگی منجر به شکست طرحهای «جمعآوری» (۳۲ بار اجرا شده بدون نتیجه) شده است. (۳) پیشنهاد عملی تشکیل واحدهای نظارتی مستقل با مشارکت بینالمللی مانند (UN Committee on the Rights of the Child) و مجازات شدید کارفرمایان متخلف است. نمونهی همسویی با کنوانسیون حداقل سن سازمان جهانی کار (شمارهی ۱۳۸) برای ممنوعیت کارهای خطرناک زیر ۱۸سال است. (۶) چالش تضاد قوانین داخلی با استانداردهای جهانی (مانند تعریف «کودک» بر اساس بلوغ شرعی) است. راهحل حذف شروط ایران در پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک (۱۹۹۴) و آموزش قضات برای اجرای بیتعارف است، تا استثمار ریشهکن شود.
د) حمایت از کودکان مهاجر: همبستگی فراتر از مرزها
بیش از ۸۰ درصد کودکان کار خیابانی در تهران مهاجر (عمدتاً افغانستانی) هستند و فاقد حمایت قانونیاند. (۱) مهاجرت اجباری، کودکان را به بردگان مدرن بدل میکند و تبعیض ملیتی دسترسی به آموزش و بهداشت را محدود مینماید. پیشنهاد تضمین حقوق برابر از طریق برنامههای یکپارچه، مانند مدل یونیسف برای کودکان اقلیت است. (۵) چالش بحران اقتصادی (تحریمها) است که خانوادههای مهاجر را آسیبپذیرتر کرده است. راهحل عملی همکاری با سازمانهای بینالمللی برای ایجاد مراکز حمایتی جنسیتی و سنی، همراه با بیمهی درمانی و آموزشی است. این رویکرد نه تنها حقوق انسانی را پاس میدارد، بلکه همبستگی اجتماعی را تقویت میکند.
ه) مشارکت جامعهی مدنی: نیروی محرکهی تغییر
جامعهی مدنی، از سازمانهای مردمنهاد تا رسانهها، باید در آگاهیبخشی و فشار بر سیاستگذاران پیشرو باشد. سازمانهای غیردولتی در ایران توانستهاند ۳-۴ درصد کودکان را به مدرسه بازگردانند، اما محدودیتهای دولتی مانع گسترش است. (۳) پیشنهاد تقویت اتحادیههای کارگری و جنبشهای مدنی برای نظارت بر برنامهها، با الهام از مدلهای بینالمللی، مانند پیشگیری از خشونت یونیسف است. (۴) چالش سرکوب فعالان (مانند اعتراضات کارگری) است. راهحل فشار بینالمللی از طریق گزارشهای حقوق بشر و حمایت مالی از سازمانهای مردمنهاد برای برنامههای محلی است. این مشارکت تغییرات را از پایین به بالا هدایت میکند و عدالت را پایدار میسازد.
موخره
پدیدهی کودکان کار در ایران، زادهی سیاستهای ناکارآمد، بیعدالتی نهادینه و بیتوجهی به حقوق کودک است. این معضل نه تنها بحران انسانی، بلکه تهدیدی برای صلح و پایداری اجتماعی بهشمار میرود. تنها با اصلاحات بنیادین، اجرای بیتعارف قوانین، هماهنگی ساختاری و همیاری پویای جامعهی مدنی میتوان چرخهی نابرابری را درهم شکست و آیندهای دادگر برای نسلهای آینده رقم زد. زمان اقدام فرارسیده است تا صدای خاموش این کودکان، به فریادی برای عدالت اجتماعی بدل شود.
۱۴۰۴ آذر ۵, چهارشنبه
چرا ازدواج کودکان مصداق بهرهکشی جنسی و نقض حقوق اساسی آنان است؟
۱۴۰۴ آبان ۲۱, چهارشنبه
امید سرلک؛ مرگ مشکوک، صدای خاموشنشدنی و پرسشهای بیپاسخ
پست های ویژه
۵ نکته مهم درباره اطلاعرسانی درباره اتهامات علیه زندانیان و بازداشتشدگان
۵ نکته مهم درباره اطلاعرسانی درباره اتهامات علیه زندانیان و بازداشتشدگان در شرایطی که فضای اطلاعرسانی محدود و امنیتی است، ...
پست های پرطرفدار
-
اسماعیل خطیب، از حصر منتظری تا تخریب حسینیه دراویش شامگاه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ماموریت مهره برجسته امنیتی نظام به پایان رسید. سید ا...
-
طرح سپاه تهران برای ورود رسمی غیرنظامیان و نوجوانان به فعالیتهای نظامی و امنیتی سپاه تهران از راهاندازی طرحی خبر داده که به وا...
-
کودکان؛ پیادهنظام و قربانیان ماشین جنگی و ایدئولوژی هستند که متاسفانه این قربانیان بدست خانوادت خود به این ایدئولوژی ناخواسته و...


