۱۴۰۵ مرداد ۵, دوشنبه

نقش محمدباقر قالیباف در ساختار اقتدارگرای جمهوری اسلامی _ بخش اول


محمدباقر قالیباف را نمی‌توان صرفاً یک سیاستمدار یا رئیس مجلس دانست؛ او یکی از نمادهای پیوند میان قدرت نظامی، امنیتی و سیاسی در جمهوری اسلامی است. کارنامه او از فرماندهی در سپاه پاسداران و نیروی انتظامی تا شهرداری تهران و ریاست مجلس، نشان می‌دهد که چگونه ساختار قدرت در ایران، مدیران امنیتی را به بازیگران اصلی عرصه سیاست تبدیل کرده است.
قالیباف فعالیت خود را در سپاه پاسداران آغاز کرد و سپس فرمانده نیروی انتظامی شد؛ دوره‌ای که با برخوردهای سخت با اعتراضات دانشجویی و اجتماعی همراه بود و نام او را به عنوان یکی از چهره‌های امنیتی جمهوری اسلامی تثبیت کرد. پس از آن، دوازده سال شهردار تهران بود و با وجود اجرای پروژه‌های عمرانی گسترده، مدیریت او همواره با انتقادها و اتهاماتی درباره فساد، رانت و نبود شفافیت روبه‌رو بود.
ریاست مجلس نیز برای قالیباف صرفاً یک جایگاه قانون‌گذاری نبوده است. در نظامی که مجلس استقلال محدودی در برابر نهادهای انتصابی دارد، ریاست او بیشتر به هماهنگ‌سازی سیاست‌های کلان حکومت و پیشبرد تصمیمات حاکمیت تعبیر شده است. او از سال ۲۰۲۰ تاکنون چندین بار به ریاست مجلس انتخاب شده و همچنان یکی از چهره‌های اصلی هرم قدرت باقی مانده است.
منتقدان معتقدند قالیباف نماینده الگویی است که در آن قدرت از مسیر نهادهای نظامی و امنیتی به عرصه سیاست منتقل می‌شود؛ الگویی که در آن وفاداری به ساختار قدرت، بر پاسخگویی عمومی و رقابت سیاسی اولویت دارد. در مقابل، حامیان او از توان مدیریتی، سابقه اجرایی و نقش او در پیشبرد پروژه‌های عمرانی و هماهنگی میان نهادهای حکومتی دفاع می‌کنند.
نام قالیباف همچنین با پرونده‌هایی مانند «املاک نجومی»، «سیسمونی‌گیت» و دیگر حواشی مالی و مدیریتی گره خورده است. اگرچه او و نزدیکانش برخی از این اتهامات را رد کرده‌اند، این پرونده‌ها تأثیر قابل‌توجهی بر تصویر عمومی او گذاشته و بحث درباره شفافیت و پاسخگویی مسئولان را تشدید کرده است. 
در مجموع، نقش محمدباقر قالیباف را باید فراتر از یک رئیس مجلس ارزیابی کرد. او نماد نسلی از مدیران امنیتی جمهوری اسلامی است که طی چهار دهه گذشته، از نهادهای نظامی به بالاترین سطوح مدیریت سیاسی راه یافته‌اند. بررسی کارنامه او، در واقع بررسی یکی از مهم‌ترین سازوکارهای بازتولید قدرت در جمهوری اسلامی است؛ سازوکاری که در آن نهادهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی به شکلی درهم‌تنیده عمل می‌کنند و تداوم ساختار اقتدارگرای نظام را ممکن می‌سازند.
امیرپالوانه 

نقش قالیباف در سرکوب اعتراضات مردمی _ بخش دوم

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های کارنامه محمدباقر قالیباف، نقش او در برخورد با اعتراضات مردمی و جنبش‌های دانشجویی است. قالیباف که در دهه هفتاد فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران بود، از جمله فرماندهانی بود که در جریان اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ با امضای نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور وقت، محمد خاتمی، خواستار برخورد قاطع با معترضان شدند. این نامه از سوی بسیاری از ناظران به‌عنوان هشداری آشکار درباره آمادگی نیروهای نظامی برای دخالت در عرصه سیاست و سرکوب اعتراضات ارزیابی شده است.
پس از آن، قالیباف در مقام فرمانده نیروی انتظامی، مسئولیت این نیرو را در دوره‌ای بر عهده داشت.
در دوره ریاست او در نیروی انتظامی اعتراضات و تجمعات مختلف با استفاده از ابزارهای امنیتی و انتظامی سرکوب می‌شد. سازمان‌های حقوق بشری در گزارش‌های متعدد، عملکرد نیروهای انتظامی در این سال‌ها را به دلیل استفاده از خشونت، بازداشت‌های گسترده و محدود کردن آزادی‌های مدنی مورد انتقاد قرار داده‌اند.
در سال‌های بعد نیز قالیباف نه‌تنها از سیاست‌های امنیتی جمهوری اسلامی فاصله نگرفت، بلکه در مواضع سیاسی خود بارها از برخورد قاطع با اعتراضات حمایت کرد. منتقدان معتقدند او یکی از نمادهای «امنیتی شدن سیاست» در جمهوری اسلامی است؛ روندی که در آن اعتراضات مدنی به جای گفت‌وگو، با رویکرد امنیتی پاسخ داده می‌شود.
با این حال، هیچ دادگاه داخلی یا بین‌المللی محمدباقر قالیباف را به صدور «فرمان کشتار» محکوم نکرده است.
 اما بر همگان نقش او در سرکوب ها روشن و نمایان هست. آنچه مستند است، حضور او در رأس نهادهای امنیتی در مقاطع مختلف و حمایتش از برخورد سخت با اعتراضات است؛ موضوعی که همچنان محل انتقاد فعالان حقوق بشر و مخالفان جمهوری اسلامی است.

امیرپالوانه 

۱۴۰۵ مرداد ۳, شنبه

اعتصاب زندانیان در ایران علیه اعدام؛ فریادی از پشت دیوارهای زندان

در سال‌های اخیر، هم‌زمان با افزایش اجرای احکام اعدام در ایران، یکی از مهم‌ترین اشکال مقاومت مدنی از درون زندان‌ها شکل گرفته است؛ کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام». این حرکت که با اعتصاب غذای هفتگی زندانیان در ده‌ها زندان ایران همراه است، تلاشی برای دفاع از حق حیات و اعتراض به گسترش مجازات اعدام در کشور به شمار می‌رود. گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری حاکی از آن است که این کارزار به مرور به ده‌ها زندان در سراسر ایران گسترش یافته و به یکی از طولانی‌ترین اعتراض‌های سازمان‌یافته زندانیان علیه اعدام تبدیل شده است.
اعتصاب زندانیان در ایران تنها یک اعتراض به سرنوشت فردی محکومان نیست، بلکه پیامی روشن به جامعه و جهان است که جان انسان نباید به ابزاری برای اعمال قدرت یا ایجاد هراس تبدیل شود. بسیاری از زندانیان شرکت‌کننده، با وجود فشارهای امنیتی، محرومیت از حقوق اولیه، تهدید و تنبیه، همچنان بر ادامه این اعتراض مسالمت‌آمیز پافشاری می‌کنند.
موضوع اعدام در ایران همواره یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های نهادهای حقوق بشری بوده است. این نهادها نسبت به افزایش احکام اعدام، نگرانی درباره دادرسی عادلانه و استفاده گسترده از مجازات مرگ هشدار داده‌اند. در مقابل، مقامات جمهوری اسلامی اعدام را بخشی از نظام کیفری و ابزاری برای مقابله با جرائم سنگین و حفظ امنیت عمومی می‌دانند.
آنچه «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» را متمایز می‌کند، استمرار و ماهیت مسالمت‌آمیز آن است. زندانیانی که خود در محدودترین شرایط ممکن قرار دارند، با اعتصاب غذا تلاش می‌کنند افکار عمومی را نسبت به حق حیات، عدالت قضایی و پیامدهای غیرقابل بازگشت اجرای حکم اعدام حساس کنند.
تاریخ نشان داده است که بسیاری از تغییرات اجتماعی از دل مقاومت‌های مدنی آغاز شده‌اند. اعتصاب زندانیان در ایران علیه اعدام نیز صرف‌نظر از دیدگاه‌های سیاسی، تلاشی برای زنده نگه داشتن گفت‌وگو درباره ارزش جان انسان، کرامت انسانی و ضرورت اصلاح نظام عدالت کیفری است؛ گفت‌وگویی که می‌تواند آینده‌ای انسانی‌تر و مبتنی بر احترام به حقوق بشر را برای جامعه ایران رقم بزند.
امیرپالوانه 

پست های ویژه

نقش محمدباقر قالیباف در ساختار اقتدارگرای جمهوری اسلامی _ بخش اول

محمدباقر قالیباف را نمی‌توان صرفاً یک سیاستمدار یا رئیس مجلس دانست؛ او یکی از نمادهای پیوند میان قدرت نظامی، امنیتی و سیاسی در ج...

پست های پرطرفدار