در میدانها و خیابانها، هزاران نفر گرد آمدند تا نشان دهند امنیت فقط در اتاقهای مذاکره تعریف نمیشود؛ امنیت یعنی آزادی، کرامت انسانی و پایان سرکوب. این تجمعها بخشی از موجی جهانی از اعتراضات بود که ایرانیان و فعالان مدنی در شهرهای مختلف دنیا به راه انداختند.
خیابان علیه سکوت: گزارشها نشان میدهد گردهمایی بزرگی با محوریت وضعیت حقوق بشر در ایران در مونیخ برنامهریزی شد و برگزارکنندگان از حضور گسترده شرکتکنندگان خبر دادند و حتی بر اساس دادههای رسمی، تجمعی با عنوان حمایت از آزادی و حقوق بشر برای ایران با ثبت حدود ۱۰۰ هزار شرکتکننده اعلام شده بود و انتخاب زمانی که رهبران جهانی در شهر حضور دارند، کاملاً هدفمند بود.
این یعنی یک پیام روشن:وقتی سیاست جهانی نگاه میکند، مردم میخواهند دیده شوند — نه نادیده گرفته شوند.
مردم آمدند؛ حتی اگر سخت بود: برخی گزارشها از مشارکت گسترده ایرانیان خارج از کشور حکایت داشت — کسانی که برای حضور در این گردهمایی مسیرهای طولانی طی کردند یا با وجود محدودیتهای کاری تلاش کردند خود را به مونیخ برسانند.ویدئوها نیز تجمع ایرانیان در شهر را در چارچوب یک رویداد همبستگی جهانی نشان میدهد.این فقط یک تجمع نبود واین حضور، یک اعلام موجودیت بود و یک یادآوری که تبعید، مهاجرت یا فاصله جغرافیایی، صدای مطالبهگری را خاموش نمیکند.
شهر در محاصره اعتراض: مونیخ آن روز فقط میزبان یک حرکت نبود بلکه حداقل ۲۱ تجمع مختلف در حاشیه کنفرانس امنیتی برنامهریزی شده بود و پیشبینی میشد حدود ۱۲۰ هزار نفر در مجموع شرکت کنند.از زنجیرههای اعتراضی ضد جنگ گرفته تا تجمعهای سیاسی و حقوقبشری، خیابانها به صحنه تقابل روایتها تبدیل شده بودند.
چرا این روز مهم بود؟ ۱۴ فوریه صرفاً یک تاریخ نبود و این روز نشان داد که اعتراض مدنی هنوز زنده است، حتی در دل اروپا، حتی در کنار نشستهای قدرت.
همزمانی این حرکتها با گردهمایی سیاستمداران جهانی، تلاشی بود برای رساندن یک پیام: هیچ میز مذاکرهای نباید صدای مردم را نادیده بگیرد.
جمعبندی: مونیخ در آن روز فقط یک شهر نبود؛به میدان برخورد واقعیت و سیاست تبدیل شد.در حالی که تصمیمگیران درباره آینده جهان حرف میزدند، مردم آیندهای متفاوت را مطالبه میکردند.این تجمعها شاید دنیا را همان روز تغییر نداد.اما یک چیز را ثابت کرد:وقتی خیابان بیدار میشود،هیچ کنفرانسی نمیتواند وانمود کند که صدایی وجود ندارد.
امیرپالوانه
