۱۴۰۴ مرداد ۴, شنبه

توهمات خامنه ای

 



مشکلات اقتصادی، فرسايش اجتماعی و انسداد سياسی کشور بعد از سقوط صدام، قذافی، مبارک و بن علی و شرايط بحرانی بشار اسد می توانند زنگ خطری برای بيدار شدن حکومت خامنه‌ای از خواب عميق استبداد و يکه سالاری و نقض هر روزه‌ی حقوق شهروندان ايرانی باشد. اما چرا هيچ نشانه‌ای از بيداری به چشم نمی خورد؟ چرا به جای بيداری خود به فکر "بيداری اسلامی" ديگرانند؟

علی خامنه‌ای يکی از متوهم ترين و خيالباف ترين رهبران سياسی در دو دهه‌ی اخير بوده است. توطئه انديشی افراطی و خود- علی- پنداری وی دست به دست هم داده و رهبر و حکومتی بريده از واقعيت خلق کرده‌اند. در دولت‌های امروزين گزارش واقعيت‌ها به رهبران سياسی داده می شود اما ديکتاتورها آنها را به سطل زباله می اندازند.

حکومت خامنه‌ای در 33 سال گذشته در شش توهم همزمان فرو رفته و کسی هم نتوانسته آن را از اين توهمات برهاند. حکومت سازوکارهايی را به جريان انداخته تا اصولا کسی نتواند توهم زدايی کند. مقامات حکومتی نيز اکثرا ترجيح می دهند رهبر آنان در توهم باشد تا به تاراجشان برسند. کسانی هم که تلاش می کنند حکومت را از توهمات دراز مدتش بيدار کنند به خشم و غضب آن گرفتار می شوند.

توهمات خامنه‌ای برای وی زنده، انضمامی و ملموس‌اند و به همين جهت وی نمی تواند مرز ميان آنها و واقعيت را تشخيص دهد. وفاداران حکومت نيز در همين مرزهای ميان واقعيت و توهم گم هستند: واقعيت را می بينند چون مشغول انباشت منابع برای روز مبادا هستند و به توهم تظاهر می کنند چون می خواهند در حلقه‌ی وفاداران باشند. خامنه‌ای و ديگر حاکمان جمهوری اسلامی به دليل دسترسی به منابع قدرت می توانند اختلالات گفتاری و رفتاری خود را که ناشی از اين توهمات است بپوشانند يا کسانی را که اين اختلالات را آشکار می کنند سرکوب کنند.

توهمات حاکمان جمهوری اسلامی نه از جنس هيپنوتيزم و روياپردازی و نه از جنس تخيل‌اند و به مرز اختلالات عصبی نيز نمی رسند چون با خشونت بيرون ريخته شده و عوارض آنها بر هم انباشته نمی شود. اکثر رفتارهای مخرب حکومت ناشی از فرو رفتن در اين توهم‌های ششگانه است.

انشاء الله گربه است: خامنه‌ای و وفادارانش در برابر اعمال مفسده آميز وفاداران به حکومت و مداحی‌ها در وضعيت ذهنی "انشاء الله گربه است" به سر می برند. او تصور می کند کسانی که برايش مداحی می کنند يا مجيزش را می گويند عاشق وی هستند و هميشه اين کار را خواهند کرد. اما همه‌ی آنها تا دست خامنه‌ای از منابع نفتی و قدرت کوتاه شود وی را تحويل حکومت بعدی يا مخالفانش می دهند تا جايزه دريافت کنند (بلايی که بر سر قذافی آمد). خامنه‌ای حتی يک نفر وفادار هميشگی ندارد. آدم‌های دور و بر وی همه اطلاعاتی- امنيتی هستند که بر حسب اقتضائات شغلی خود به هيچ طرفی وفاداری پيدا نمی کنند و تنها به طرفی که قدرت قاهره را در دست دارد وفادارند.

خامنه‌ای همچنين چنين می نماياند که دستی در جنايات اطرافيان خود در خيابان‌ها، زندان‌ها و خانه‌ها ندارد و مردم کوچه و خيابان نيز از آن خبر ندارند. اما اخبار قتل‌ها، شکنجه‌ها، ترورها، اعدام‌ها و سنگسارها در جامعه به گوش مردم می رسد: حال برخی به اين اخبار عادت کرده‌اند و برخی کاری از دستشان بر نمی آيد. پارازيت و فيلترينگ برای تداوم "انشاء الله گربه است" در بخش اطلاع رسانی است.

خامنه‌ای همچنين در برابر فساد گسترده و شايع در حکومت خود را به خوش بينی کاذب زده است. وقتی او پس از رسانه‌ای شدن اختلاس سه هزار ميلياردی گفت "کشش ندهيد" در واقع از رسانه‌ها می خواست مزاحم وی در اين تصور بی پايه نشوند.

چنان که می گويند نيست: هنگامی که حکومت خامنه‌ای در برابر جامعه‌ی جهانی قرار می گيرد به توهم "چنانکه می گويند نيست" گرفتار می شود. هل من مبارز طلبی‌های حکومت ناشی از همين توهم است. کشوری که نمی تواند حداقل‌های زندگی روزمره‌ی مردم را تامين کند (از داروی بيهوشی تا سوزن و نخ و از گندم تا شکر و روغن) هر چه سريع تر در حال غنی سازی اورانيم و نصب دستگاه‌های پيشرفته تربرای اين کار است.

خامنه‌ای به تنها نقاطی از دنيا سفر کرده که وضعيتی بدتر از يا مشابه ايران از حيث سياسی داشته‌اند (کره‌ی شمالی، سوريه، ليبی، پاکستان، هند، چين، الجزاير، موزامبيک، انگولا، تانزانيا، زيمبابوه، يوگسلاوی، رومانی و کره شمالی). خامنه‌ای تصوری از زندگی امن و حيات عقلانی و آزاد تحت يک نظام دمکراتيک ندارد تا ببيند چگونه افراد از ميوه‌های نظام‌های دمکراتيک بهره می برند. سياست خامنه‌ای بيان مشکلات غرب و سرپوش گذاری بر مشکلات داخلی است. او از چيزهايی متنفر است که آنها را نمی شناسد.

همه چيز آرومه: حکومت در برابر منتقدان و مخالفان که مشکلات جامعه را بيان کرده و هشدار می دهند به توهم "همه چيز آرومه" دچار شده است. سال‌هاست بسياری از مقامات ايرانی و غير ايرانی دارند تلاش می کنند او را در کرسی توهم زای "ولايت مطلقه" تکان داده و به وی بگويند مشکلاتش را با اتحاديه اروپا و ايالات متحده حل کند و تنش‌ها را به حداقل برساند اما وی در توهمی خوش خيالی آور فرو رفته و نمی خواهد طوفان‌ها و سيل‌هايی را که به سمت خود وی، حکومت‌اش و کشور می آيند ببيند. در نقاطی از تاريخ نيز مشخص است که وی خود را به توهم زده است، مثل داستان تحريم‌ها که درآمد نفتی کشور را به حدود نصف در سال ۲۰۱۲ رساند و وی چند ماهی می گفت "همه چيز آرومه" يا اروپايی‌ها و امريکايی‌ها در حال زوال و فروپاشی‌اند. تنها بعد از يک سال از شروع تحريم‌های نفتی که درآمد نفتی کشور به حدود ۵۰ درصد سال قبل رسيد او از مشکلات تحريم ها سخن گفت.

پنبه در گوش: علی خامنه‌ای در برابر ديدگاه‌های مخالفان جدی حکومت به "مود" سفيد و سياه ديدن عالم فرو می رود. او آنها را خيلی جدی نمی گيرد و هر از چندگاهی به آنها دشنام می دهد گويی که آنها هيچ سخن حقی ندارند و شر مطلق‌اند. کسانی نيز که نتوانند دنيا را سفيد و سياه ببينند به تدريج از جمع وفاداران وی پراکنده يا حذف می شوند. خامنه‌ای با فيلترينگ، سانسور و پارازيت به جنگ مخالفان رفته است، درست مانند کسی که در گوش خود پنبه کرده و با چماق به جان کسانی افتاده که نظراتشان را می گويند. البته توجيه وی برای نشنيدن آن است که خودش خير مطلق و مخالفانش شر مطلق‌اند، ديدگاهی که کمتر کسی آن را می خرد.

همه چيز خودش خوب می شه: علی خامنه‌ای در برابر مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه به توهم "همه چيز خودش خوب می شه" دچار است بدون آن که دغدغه‌ای داشته باشد يا نگران باشد که شايد همه چيز خودش خوب نشود. او تورم (رتبه‌ی ششم در جهان، مرکز پژوهش‌های مجلس، ۳۰ بهمن ۱۳۹۱) و بيکاری بهمن وار (با منفی شدن رشد اقتصادی کشور) و فساد همه گير را در جامعه که اساس هر حکومتی را ويران می کند ناديده می گيرد. برخی دستورات منفک از واقعيت‌ها برای تغيير اين وضعيت هستند، دستوراتی که هيچگاه به نتيجه‌ی مورد نظر نمی رسند. اين دنيای توهمی خوش بينی دستوری البته با مصرف قرص‌هايی مثل درآمدهای نفتی چند ده ميليارد دلاری سالانه، درآمدهای بنيادها و آستانه‌ها و باج‌هايی که از سرمايه داران بزرگ کشور تحت عنوان خمس (البته با تمسک به وزارت اطلاعات) می گيرند تداوم می يابد.

نمک گير شده‌اند: خامنه‌ای وقتی به روحانيون و فرماندهان سپاه فکر می کند که دارند منابع کشور را تحت حکومت وی دريافت می کنند و به وی در شرايط فروپاشی و اعتراضات همگانی وفاداری ندارند آشفته و شوريده می شود. "خواص بی بصيرت" همين افرادی هستند که از سفره‌ای که دستگاه ولايت پهن کرده روزی می خورند و وقتی سفره در شرايط تهديد قرار می گيرد سکوت می کنند. اما خامنه‌ای به اين خواص بی بصيرت نياز دارد تا در منبرها و تريبون‌ها به جانش دعا کنند و وانمود کنند که کشور به دست فردی مدير و مدبر و اسلام شناس اداره می شود.

خامنه‌ای 16 سال است که فريادهای "مرگ بر ديکتاتور" يا "مرگ بر اصل ولايت فقيه" را پس از بروز جنبش سبز در کابوس‌هايش می شنود و هر شب خواب فتنه می بيند چون تعداد نمک گير شده‌ها برای تضمين عدم وقوع فتنه ای ديگر کافی نيست. او صبح که بر می خيزد خواب فتنه‌اش با "انحراف" تعبير می شود. وقتی احمدی نژاد در نامه‌ای کوتاه پس از دريافت برچسب‌هايی مثل خائن، بد اخلاق و ضد شرع و اخلاق و قانون از خامنه‌ای تنها به تعارفات معمول می پردازد طبيعی است که خامنه‌ای تا ۱۲ مرداد ۹۲ بايد همچنان خواب آشفته ببيند. خواب فتنه ديدن وی ناشی از توهم "انشاء الله گربه است" (در نديدن تغيير جامعه) و فرو کردن پنبه در گوش برای نشنيدن حرف‌هايی غير از حرف‌های خود است.

گهگاه توهمات خامنه‌ای روی هم می افتند. به عنوان نمونه وقتی "انشاء الله گربه است" روی "چنان که می گويند نيست" می افتد او هوس امپراطوری جهانی و ساختن امپرياليسم اسلامی پيدا می کند و ناوهايش را به دريای مديترانه و دريای سرخ می فرستند يا رجز می خواند که کشتی‌ها و زير دريايی‌هاش را به سواحل ايالات متحده می فرستد يا ادعا می کند که تل آويو و حيفا را با خاک يکی خواهد کرد. با همين هوس امپراطوری است که وی زوال تمدن غرب را اعلام می کند: امروز، تمدن غرب بواسطه تناقض ها، بی منطقی ها، زورگويی ها و بی اعتنايی به اصول انسانی در معرض سقوط و سرنگونی قرار گرفته است... اين روحيه و تفکر آمريکا و غرب که خود را تافته جدا بافته از ديگران می دانند، عامل سرنگونی و زوال روزافزون آنهاست.(تابناک ۲۸ فروردين ۱۳۹۲) او در مقابل جمهوری اسلامی را تمدنی در حال ظهور ناميد: اين انديشه های منطقی [جمهوری اسلامی]، پايه‌های يک تمدن عميق و ماندگار است.

همه‌ی اينها بدين معنی است که خامنه‌ای در ۲۴ سال گذشته در توهمات سنگين، طولانی و عميق فرو رفته و دنيا را چنان می بيند که می خواهد. بسيار بوده‌اند کسانی که می خواسته‌اند وی را بيدار کنند و موفق نشده‌اند. بهترين نمونه‌های اين تلاش نامه‌هايی است که افراد مستقيما خطاب به وی نوشته‌اند. يکی از اين افراد دوست قديمی و موثرترين فرد در رهبری وی يعنی اکبر هاشمی رفسنجانی است و اما نامه‌های وی با خشم و غضب و فشار پاسخ داده شده است. ديگرانی نيز که به وی نامه نوشته‌اند به زندان، محاکمه و شکنجه گرفتار شده‌اند.

توهمات خامنه ای تا جایی پیش رفته هست که خود را ناطق خداوند میداند و اینگونه میگوید که خداوند کلامش را از زبان او بیان میکند، افراد نزديک و وفادار به خامنه‌ای نمی خواهند او را از توهماتش برهانند چون از وضعيت موجود وی منفعت می برند و آنها نيز که می خواهند وی را بيدار کنند نمی توانند در نتيجه، نظامی است اصلاح ناپذير و جاه طلب که دارد چاهی عميق برای خود و جامعه‌ی ايران حفر می کند.

امیرپالوانه

Amir Palvaneh

حق دانستن و آزادی بیان در ایران


 

حق دانستن یکی از حقوق بنیادین شهروندان در یک جامعه‌ی دموکراتیک است که با حق آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات رابطه مستقیمی دارد. شهروندان برای مشارکت آگاهانه در فرایندهای سیاسی نیازمند آن‌اند که به اطلاعات به شکلی قانونی و از طریق سازوکارهای از پیش تعیین‌شده، دسترسی داشته باشند. دسترسی به اطلاعات عزت نفس شهروندان را افزایش می‌دهد، دولت‌ها را به شفافیت و پاسخ‌گویی وا می‌دارد، و خطر استبداد، فساد، و سوءمدیریت در نظام را کاهش می‌دهد.

در ایران، قانون انتشارو دسترسی آزاد به اطلاعات در بهمن‌ماه ۱۳۸۷ از سوی مجلس شورای اسلامی تصویب شد، و مجمع تشخیص مصلحت نظام با الحاق تبصره‌ای زیر ماده‌ی دهم در ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ با آن موافقت کرد. اما با آن ‌که در تیرماه ۱۳۹۴ اعلام شد که این قانون قابل اجرا است، نسخه‌‌ی آزمایشی سامانه‌ی انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات کمتر از یک سال پیش به راه افتاد. با این همه، تبصره‌ی الحاقی دسترسی به اطلاعات مرتبط با دستگاه‌هایی که زیر نظر مستقیم رهبر ایران است، را مشروط به عدم مخالفت معظم‌له کرده است. این سازمان‌ها شامل صدا و سیما، سپاه پاسداران، شورای نگهبان، قوه‌ی قضاییه، نیروهای مسلح، شورای عالی امنیت ملی، سازمان بسیج مستضعفین، نیروی انتظامی، و نهادهایی مثل آستان قدس رضوی و سازمان اوقاف و امور خیریه است.در کشورهای غیردموکراتیک قوانین مقامات را به توضیح دادن تصمیم‌های خود به عموم ملزم نمی‌کند، و یا قوانین طوری تدوین می‌شود که به خودداری حاکمان از پاسخ‌گویی مشروعیت می‌بخشد.

بدیهی است که قوانین مرتبط با دسترسی به اطلاعات در همه‌ی کشورها نواقصی دارد. اماندا جیکوبسون، پژوهشگر دانشگاه کپنهاگ، دسترسی به اطلاعات در بیست کشور اروپایی را مطالعه کرده و نتیجه‌ی این پژوهش نشان می‌دهد که حتی در کشورهایی که دموکراسی نهادینه شده، توازن میان دسترسی به معلومات و حفاظت از «اسرار دولتی» به عنوان یک معضل پیچیده همچنان باقی‌است. به طور تاریخی، سیاست‌ورزی در حکومت‌های مطلق‌گرا و اقتدارگرا مبتنی بر پنهان‌کاری بوده، و این رویه به بهانه‌ی حفاظت از «اسرار نظام» نهادینه شده است. در چنین حکومت‌هایی، هیچ قانونی مقامات تصمیم‌گیرنده را به توضیح دادن دلایل و جزئیات تصمیم‌های خود به عموم ملزم نمی‌کند، و یا قوانین طوری تدوین می‌شود که به خودداری حاکمان از پاسخ‌گویی به بهانه‌های مختلف مشروعیت می‌بخشد، مثلاً در ایران، با وجود قانون دسترسی آزاد به اطلاعات، بعید است شهروندان و یا روزنامه‌نگاران بتوانند اطلاعات اساسی و کاملی درباره فعالیت‌های اقتصادی سپاه‌ پاسداران به دست آورند و تبصره‌ الحاقی به ماده دهم این قانون نمونه‌ای از موانعی است که حاکمان برای تداوم پنهان‌کاری ایجاد می‌کنند.آزادی بیان در ایران، مفهومی پیچیده و چند وجهی است که همواره مورد بحث و بررسی بوده است. از یک سو، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت از حق آزادی بیان و اندیشه و آزادی مطبوعات حمایت می کند. اما از سوی دیگر، محدودیت ها و چالش هایی در این زمینه وجود دارد که مانع از اعمال کامل این حق برای شهروندان شده است.

حق آزادی بیان در قانون اساسی: قانون اساسی ایران، آزادی بیان و اندیشه را به عنوان یکی از حقوق اساسی شهروندان به رسمیت می شناسد و از آن حمایت می کند.

محدودیت ها: با این حال، این حق در قانون با قیدهایی همراه است که به عنوان مثال، شامل محدودیت هایی برای حفظ نظم عمومی، امنیت ملی و جلوگیری از ترویج خشونت و بی احترامی به مقدسات است.

مصادیق آزادی بیان: آزادی بیان در ایران شامل حق جستجو، دریافت و انتشار آزادانه اطلاعات و نظرات با استفاده از وسایل ارتباطی مختلف، حق ابراز اندیشه، خلاقیت و احساسات از طریق آفرینش های فکری و هنری، و حق نقد عملکرد حکومت و نهادهای عمومی است.

رسانه ها: دولت موظف است آزادی، استقلال، تکثر و تنوع رسانه ها را در چارچوب قانون حمایت کند و از اعمال فشار بر مطبوعات و رسانه ها برای انتشار یا عدم انتشار اطلاعات جلوگیری کند.

چالش ها: سانسور، محدودیت قضایی، فرهنگ تحمل

سانسور: یکی از چالش های اصلی، اعمال سانسور و فیلترینگ بر رسانه ها و محتوای تولید شده توسط افراد است.

محدودیت های قضایی: دادگاه ها و دستگاه های قضایی در ایران، محدودیت های متعددی را برای آزادی بیان اعمال می کنند که منجر به بازداشت و محاکمه روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و مدنی شده است.

فرهنگ تحمل: عدم وجود فرهنگ تحمل و انتقادپذیری در جامعه و میان مسئولین، از دیگر موانعی است که بر سر راه آزادی بیان وجود دارد.

نتیجه گیری: آزادی بیان در ایران، همواره یک موضوع بحث برانگیز بوده است. در حالی که قانون اساسی بر این حق تاکید دارد، اما محدودیت ها و چالش های متعددی در این زمینه وجود دارد که مانع از اعمال کامل این حق برای شهروندان می شود. برای تحقق کامل آزادی بیان در ایران، نیاز به اصلاح قوانین و مقررات، ارتقای فرهنگ تحمل و انتقادپذیری و حمایت از رسانه ها و فعالان مدنی است.

امیر پالوانه

Amir Palvaneh

۱۴۰۴ تیر ۱۵, یکشنبه

تبعیض و نا عدالتی در نظام دینی

 

تبعیض دین


تاریخ ایران زمین همانند سایر نقاط جهان از دیر باز با نامدارایی عقیدتی درامیخته است و اختلاف در باور وعقیده دینی زمینه سازبسیاری از نزاع ها و کشمکش های خونباردر طول تاریخ بوده قربانیان بیشماری رابه جا گذاشته است و ازاینرو جامعه بین الملل به لزوم تهیه و تدوین چهار چوب قوانین که تضمین کننده حقوق تمامی افراد بطور یکسان باشد پی برد.

در اعلامیه حقوق بشر به افراد صرفه نظر از عقیده،دین،نژاد ،سطح طبقاتی و صرفا بعنوان یک انسان نگاه میشود.  بسیاری از تراژدی های انسانی در طول تاریخ تنها به دلیل توجه برتری عقیدتی و یا نژادی روی داده است و از اینرو الزام به قوانین حقوق بشر که تمام افراد رابه طور برابر و یکسان لحاظ میکند می تواند تضمین کننده صلح و امنیت جهان باشد. در برسی میزان تعهد اجرایی به قوانین  حقوق بشر میتوان گفت کشور ما و همچنین منطقه خاور میانه همواره بسیار عقب تر از کشور های غربی بوده است.

اگر چه درکشورهای غربی نیز حقوق بشر به طور کامل رعایت نمیشود اما دست کم کشورهای آنها صحنه جنگ های عقیدتی و تبعیض ها وناعدالتی های قومی و مذهبی نیست و کسی به لحاظ داشتن باور و عقیده زندانی یا محکوم به مرگ نمیشود از این رو پیروان ادیان ومذاهب مختلف میتوانند با صلح و آرامش در این کشور ها در کنار هم زندگی کنند. چون جامعه تحت قوانین حقوق بشری و دولتی سکولار اداره میشود که هیچگونه برتری قومی یا عقیدتی را به رسمیت نمیشناسد و همه انسان ها بطور یکسان  در پیشگاه قانون قرار میگیرند و در کشور ما که نظام دینی حاکم است نا عدالتی و تبعیض بسیاری علیه پیروان سایر ادیان از سوی حکومت اعمال میگردد حکومت ایران با سختگیری مذهبی خاصی همواره سعی بر آن داشته است تا نظام عقیدتی شیعی را مبنای هویت افراد جامعه ایران قرار دهد و از اینرو حقوق افراد با باور هایی غیر از نظام عقیدتی حاکم همواره نادیده گرفته میشود و در حق آنها بی عدالتی روا داشته میشود.

تبعیض دینی به معنای برخورد ناعادلانه یا نابرابر با افراد یا گروه‌ها به دلیل باورها و عقاید دینی آنهاست و این نوع تبعیض می‌تواند در اشکال مختلفی از جمله محدودیت‌های اجتماعی، حقوقی، اقتصادی یا فرهنگی ظاهر شود؛ همچنین تبعیض دینی ممکن است در محیط‌های مختلفی مانند محل کار، مدارس، جامعه یا حتی توسط دولت‌ها رخ دهد و تبعیض دینی یکی از چالش‌های جدی در جوامع معاصر است. این پدیده نقض مستقیم حقوق بشر به شمار می‌رود، زیرا آزادی دین و عقیده در ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر به‌عنوان یک حق بنیادین تضمین شده است و در این ماده ذکر شده است که (هر کس حق دارد از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره‌مند شود، این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده همچنین آزادی اظهارعقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هر کس می‌تواند از این حقوق به‌تنهایی یا گروهی به شکل خصوصی یا عمومی برخوردار باشد).

در ماده 18 میثاق حقوق مدنی و سیاسی نیز آمده است که: (هر کس حق آزادی اندیشه، وجدان و مذهب را دارد. این حق شامل آزادی داشتن یا پذیرفتن دین یا اعتقادی به انتخاب خود و آزادی ابراز مذهب یا عقیده خود در عبادت، اعمال و تعلیم، خواه به صورت فردی یا جمعی با دیگران و به صورت عمومی یا خصوصی است و تنها به مواردی که قانون تعیین می کند، امکان اعمال محدودیت بر آزادی‌های دینی و مذهبی قابل‌قبول است) و همچنین در ماده 27 این میثاق آمده است که (هر کدام از کشورهایی که در آنها اقلیت‌های قومی، مذهبی یا زبانی وجود دارند، افراد متعلق به این اقلیت‌ها نباید از حق برخورداری از فرهنگ خود، اظهار و انجام دین خود، در اجتماع با سایر اعضای گروه خود، محروم شوند)

در اصل هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است و هرکس حق دارد از آزادی اندیشه ،وجدان و مذهب بهره مند گردد.این حق شامل آزادی تغییر مذهب یا باور ونیز آزادی اظهار مذهب یا باور بشکل آموزش ،عمل به شفاهی ،نیایش و بجایی آوردن آیین ها چه به تنهایی و چه بصورت جمعی نیز میگردد و همچنین اصل دوازده قانون اساسی ایران ذکر شده که دین رسمی ایران الی الابد مذهب شیعه جعفری اثنی عشری است و مذاهب دیگر اسلامی از قبیل حنفی،مالکی ،شافعی و زیدی دارای احترام بوده و پیروان آن در انجام مراسم مذهبی و تعلیم و تربیت دینی آزادند. اما رفتار حکومت با پیروان ادیان ناقض مفاد حقوق بشری بوده و موارد ذکر شده در قانون اساسی همه پیروان ادیان و مذهب موجود در کشور را به رسمیت نمیشناسد و از حقوق آنها حمایت نمیکند.ضمن اینکه حتی قرائتی از مذهب شیعه که متفاوت با قرائت نظام حاکم باشد محکوم و در حکم الحاد تلقی میگردد و یا به طور مثال در تهران با وجود تعداد قابل توجه سنی مذهبان آنها اجازه دایر کردن مسجدی را ندارند و همینطور هرگونه خروج از دین شیعه و گرویدن به باور دیگری با مجازات مرگ از طرف نظام حاکم روبه رو میگردد و پیروان ایین بهایی حتی از اجازه کار وتحصیل هم محروم هستند و اصلا از طرف نظام شهروند جامعه ایرانی به حساب نمیایند.

برخورد رژیم همواره نسبت به پیروان طریقت صوفیگری و دراویش نیز سرکوبگرانه بوده و اخبار دستگیری های دراویش گنابادی و سرکوب طرف داران آنها در این روز به گوش میرسد.اما از این میان افرادی که بیشترین اسیب را از نظر دین حاکم در جامعه ایران دیده اند بیخدایان و خرد گرایان هستند بزرگان خرد مند و روشنفکر ایرانی مانند ذکریای رازی ،ابن راوندی ،ابن سینا و خیام و … همواره در اثار خود مردم را به خرد گرایی و پیروی از اخلاق و دوری از تعصبات و خرافات فراخوانده اند در طول تاریخ ایران همواره افرادی که دین و مسئله وجود خدارا به نقد کشیده اند برایشان توسط طبقه حاکم که پشتیبان طبقه روحانیت بوده اند با مجازات روبه رو گردیده اند و دین به عنوان امری بدیهی و ارثی همواره از نسلی به نسل دیگر تحمیل شده است . در جامعه امروز ایران نیز که طبقه روحانیت حاکم مطلق است بیش از نیمی از بودجه کشور صرفه تقویت سازمان های دینی حاکم میگردد و روحانیت شیعی تبدیل به شغلی بسیار پر در امد شده است.

نظام حاکم آمار ایرانیان شیعه مذهب را بیش از 95 درصد ذکر میکند ضمن این که در این امار گیری ها تعداد دقیق پیروان سایر ادیان نامشخص و مخدوش است به جمعیت کثیری از جامعه که خود را از تعلقات مذهبی عاری میدانند اشاره ای نمیگردد چون اصولا در ایران بی دینی مطابق با الحاد است و حتی بیان بی اعتقادی به خدا مجازات مرگ را در پی دارد از این رو در جامعه ی ایرانی افرادی که اعتقاد به خدا ندارند اصولا به رسمیت شناخته نمیشوند و امکانی برای بیان اندیشه های خود ندارند و در یک جامعه با حاکمیت دینی مانند ایران کودکان بزرگترین قربانی نگاه  دین محور نظام حاکم هستند.

در کشور های پیشرفته دنیا از تحمیل هر دین و عقیده به کودک تا رسیدن به سن بلوغ خود داری میشود اما در ایران کودکان از سنین خورد سالی تحت آموزش های سلیقه ای و هدف دار نظام اموزش و پرورش عقیدتی قرار میگیرند ضمن این که تجاوز و سو استفاده جنسی از کودکان در کلاس های درس دینی در جامعه امروز ایران مطرح هست اما نکته حائز اهمیت این است که القا عقیده و دین به یک کودک که هنوز به رشد عقلی و فکری و قدرت انتخاب دست نیافته است در حکم تجاوز ذهنی به ان کودک است و دست کمی از تجاوز جنسی ندارد در ایران سیستم اموزش و پرورش که در خدمت ولایت است تمام سعی و همت خود را بر مغز شویی کودکان و القا حس ترس و عذاب وجدان و نهادینه کردن روحیه سر سپردگی و اطاعت بی چون و چرا نهاده است. دراین مقاله سعی براین داشتم تا به گوشه ای از بی عدالتی های ناشی از حاکمیت دینی اشاره ای داشته باشم به امیدروزیکه تمام اقوام باهر باوروعقیده بطور یکسان وبعنوان یک انسان ازجانب یک نظام سکولار موردحمایت قرارگیرند.

امیر پالوانه


پست های ویژه

قوانین تبعیض‌آمیز در سیستم قضایی ایران

در نتیجه قوانین تبعیض‌آمیز جنسیتی، همه آسیب می‌بینند این تصویر در روزهای اخیر به شکل گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و ب...

پست های پرطرفدار