‏نمایش پست‌ها با برچسب #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #دختر_آبی #دختر_انقلاب ‎#دختر_تبریز #مادر_قمی #دختر_علوم_تحقیقات #یراحی #مهدی_یراحی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #دختر_آبی #دختر_انقلاب ‎#دختر_تبریز #مادر_قمی #دختر_علوم_تحقیقات #یراحی #مهدی_یراحی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ اسفند ۱۶, پنجشنبه

برای مهدی یراحی،هفتاد وچهار ضربه شلاق بر تارهای آزادی



برای مهدی یراحی

هفتاد وچهار ضربه شلاق بر تارهای آزادی

هیچکس نمیتونه در تفکر انسانهای آزاده، عشق به آزادی رو خاموش کنه و نه زندان، نه شکنجه، نه تبعید.

۷۴ ضربه شلاق، پاسخی بود به هنرمندی که صدای مردم شد و دردهایشان را فریاد زد و ترانه‌های مهدی یراحی جاودانه شده‌اند، چرا که از دل مردم برخاستند.مردمی که هرگز فراموش نمی‌کنند چه کسی در سخت‌ترین روزها کنارشان ایستاد.او درمقابل جبر سرخم نکرد و بی اعتنا به هزینه های آن پیش رفت تا شاید گیسوان دختران فردای سرزمینش رقص باد را میهمان شوند.

آقای یراحی پیش متنی به شرح زیر منتشر کرد:(شیشه در آورده‌ای تا شکنی سنگ ما،سپاس برای حمایت همیشگی شما عزیزان و همراهی صمیمانه وکلای محترم آقای مصطفی نیلی و خانم زهرا مینویی گرامی؛همینطور رفیق شفیق، آقای کوشان حداد.آنکه حاضر نیست برای آزادی بهایی بپردازد،لایق آزادی نیست. با آرزوی رهایی…)

چندمین بار، دردی دیگر بر پیکر آزادی نقش بست و ۷۴ ضربه شلاق، تنها بر تن مهدی یراحی فرود نیامد؛ بلکه بر گلوی موسیقی، وجدان بیدار یک ملت و آرمان‌هایی که برایشان ایستاده‌ایم، نشست و مهدی یراحی، فقط یک خواننده یا هنرمند نیست، او خود صداست؛ صدای اعتراض، صدای آزادی، صدای نسلی که سکوت را تاب نمی‌آورد.

هیچ تازیانه‌ای تاکنون فریادی را خاموش نکرده و هیچ زخمی نغمه‌ای را که در جان مردم ریشه دوانده، از یادها نخواهد برد و حکومت‌های استبدادی گمان می‌کنند که می‌توانند آهنگ هم‌بستگی را به خاموشی بکشانند؛ اما هر شلاق، تنها نتی دیگر در سمفونی ایستادگی‌ست که پرطنین‌تر از پیش نواخته می‌شود و هر زخم، واژه‌ای تازه بر سرود آزادی می‌افزاید و هر دردی که بر تن حقیقت فرود می‌آید، در جان مردم ریشه‌ای عمیق‌تر می‌دواند.

"آنکه برای آزادی بها نپردازد، لایق آن نیست." این جمله، تنها یک شعار نیست، بلکه حقیقتی‌ست که تاریخ آن را گواهی داده است. آزادی از میان زخم‌ها عبور می‌کند؛ از میان دردها به بلوغ می‌رسد و از میان خون‌ها، روزی در طلوعی بی‌غبار به دست خواهد آمد؛ روزی که نه از شلاق اثری خواهد ماند، نه از ظلم؛ تنها صدایی خواهد بود که در کوچه‌ها، خیابان‌ها و قلب‌ها جاری‌ست؛ صدایی که از زخم برخاسته، اما هیچ‌چیز دیگر توان خاموش کردنش را ندارد.

تن ایران، پر از زخم‌های کهنه‌ای‌ست که هر شلاق، تنها نام تازه‌ای بر آن می‌نگارد؛ نامی از تبار ایستادگی.

آقای یراحی! ضربه‌ها بر تن تو ننشست، بر تن وطن نشست، بر خاکی که به گواهی هر سنگش، آزادی را فریاد زده است و این شلاق‌ها تازیانه‌ی استبداد بود، خطی از خون بود که بر نقشه‌ی ایران کشیدند؛ خونی که از قلب زنان بی‌باک، از گلوی آوازهای ممنوع، از اشک مادرانِ دریا دل، و از رگ‌های مردان بی‌سپر جاری شد.

ایران، هر زخم تو را در حافظه‌اش حک می‌کند و هر ضربه، ضرباهنگ تازه‌ای بر سرود آزادی می‌افزاید و ما مردمان این خاک، از زخم نمی‌ترسیم، زخم بر پیکر ایران، شکفتنِ دوباره‌ی اوست. آن روز خواهد آمد که از جای هر شلاق، گلی وحشی بروید؛ گل‌هایی که بوی زن، بوی زندگی، بوی آزادی می‌دهند.

وطنم! تو از زخم زاده شدی و از زخم خواهی شکفت.

یک موی تو فدای همه مردان صحنه‌ای که از حق خواندن زنان کشورمون دفاع نکردند و با رژیم تا بن فاسد جمهوری اسلامی همدست شدند و اجراهای مبتذلشان را روی صحنه بردند

شجاعت و ایستادگی تو چراغ راه نسل‌های بعدی خواهد بود.

امیرپالوانه


پست های ویژه

برای مهدی یراحی،هفتاد وچهار ضربه شلاق بر تارهای آزادی

برای مهدی یراحی هفتاد وچهار ضربه شلاق بر تارهای آزادی هیچکس نمیتونه در تفکر انسانهای آزاده، عشق به آزادی رو خاموش کنه و نه زندان، نه شکن...

پست های پرطرفدار