‏نمایش پست‌ها با برچسب #ایران #اقتصاد #تورم #گرانی #کالا #کالاهای_اساسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #ایران #اقتصاد #تورم #گرانی #کالا #کالاهای_اساسی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ خرداد ۲۰, چهارشنبه

ایران؛ کوچکتر شدن سفره‌ها علیرغم افزایش دستمزدها

در پی تداوم جنگ و فشارهای اقتصادی، شرایط زندگی در ایران به‌مراتب دشوارتر شده است. مقام‌های دولتی می‌گویند افزایش دستمزدها و اجرای طرح کالابرگ برای حمایت از خانوارهای کم‌درآمد طراحی شده، اما بسیاری از ایرانیان معتقدند این اقدامات از سرعت رشد قیمت‌ها عقب مانده است. از نگاه آن‌ها، مسئله دیگر فقط تورم نیست، بلکه شکاف روزافزون میان درآمد اسمی و قدرت خرید واقعی است؛ شکافی که جنگ نیز آن را عمیق‌تر کرده است.
برای بسیاری از خانواده‌ها، ملموس‌ترین نشانه بحران نه نرخ رسمی تورم، بلکه سرعت تغییر قیمت کالاهای روزمره است.
طبق اظهار نظر ساکنان ایران در فضاهای اجتماعی و خبری «برنجی که ۱۵ روز قبل کیلویی ۲۷۵ هزار تومان خریده بود، هنگام خرید مجدد به ۳۰۰ هزار تومان رسیده است. بستنی لیوانی هم که یک هفته پیش ۴۰ هزار تومان قیمت داشت، اکنون ۵۰ هزار تومان شده است.» به گفته آنها ، قیمت‌ها هفته به هفته بالا می‌روند، در حالی که حقوق‌ها فقط سالی یک‌بار افزایش پیدا می‌کنند و همان افزایش نیز حتی با نرخ تورم برابری نمی‌کند.
این گلایه، هسته اصلی نارضایتی عمومی را نشان می‌دهد. مردم اقتصاد را نه از طریق آمارهای رسمی، بلکه هنگام خرید روزانه تجربه می‌کنند.
به همین دلیل، حتی افزایش قابل توجه حقوق روی کاغذ نیز زمانی که قیمت‌ها هر هفته تغییر می‌کنند، تأثیر چندانی بر زندگی آن‌ها ندارد.
هزینه تامین حداقل کالری مورد نیاز روزانه یک نفر اکنون از ۷ میلیون تومان فراتر رفته است. به باور گزارشگران ، این یچعنی فقط هزینه غذا می‌تواند بیش از ۷۰ درصد درآمد یک خانوار سه‌نفره را مصرف کند و عملاً پولی برای اجاره، درمان یا آموزش باقی نگذارد.
کالابرگ شکاف را پر نمی‌کند:
مقام‌های دولتی می‌گویند طرح کالابرگ برای کاهش فشار معیشتی طراحی شده است، اما بسیاری از شهروندان معتقدند ارزش این حمایت با سرعت افزایش قیمت‌ها همخوانی ندارد.
اما طبق گزارشات شهروندان تهرانی از زمان اجرای کالابرگ و حذف ارز ترجیحی، قیمت مرغ حدود دو و نیم برابر شده و قیمت شیر از ۵۷ هزار تومان به ۸۴ هزار تومان رسیده، در حالی که مبلغ کالابرگ همچنان حدود یک میلیون تومان باقی مانده است.
در این شرایط، برخی اکنون توصیه می‌کنند اگر خانواده‌ای اندکی پس‌انداز دارد، مواد غذایی، شوینده‌ها و اقلام بهداشتی را به‌صورت عمده خریداری و ذخیره کند تا از افزایش بعدی قیمت‌ها در امان بماند.
برای کسانی که توان مالی دارند، انبار کردن کالا در خانه، به محلی برای حفظ ارزش پول تبدیل شده است، اما برای دیگران این وضعیت تنها یادآور ناتوانی بیشتر است.
کالا در قفسه‌ها هست، اما بسیاری توان خرید ندارند:
تفاوت مهم امروز این است که مشکل اصلی خالی بودن فروشگاه‌ها نیست، بلکه سقوط قدرت خرید مردم است.
صاحبان سوپرمارکت ها در ایران میگویند :
«صرف مقایسه برچسب قیمت‌ها نمی‌تواند عمق بحران اقتصادی را نشان دهد.
آنچه اهمیت دارد، نسبت میان قیمت‌ها و درآمدهاست و اگر درآمدها هم‌پای قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کرد، مقایسه خام قیمت‌ها اهمیت کمتری داشت، اما چنین اتفاقی نیفتاده است.
رفتار مشتریان به‌طور محسوسی تغییر کرده است و کسانی که قبلاً چند کیلو برنج می‌خریدند، اکنون فقط نیم کیلو یا یک کیلو درخواست می‌کنند. به گفته انها ، این تغییر دردناک است، زیرا نشان می‌دهد مردم دیگر حتی توان خرید مقدار معمول کالاهای اساسی را ندارند.
تلخ‌ترین لحظه‌ها زمانی است که کودکان وارد مغازه می‌شوند و به دنبال چیزی با قیمت ۱۰ هزار تومان می‌گردند، در حالی که پیدا کردن کالایی با این قیمت تقریبا ناممکن شده است و این فروشندگان تاکید میکنند، در تمام سال‌های فعالیتشان هرگز چنین استیصال و درماندگی‌ای را در میان مردم ندیده بودند.
فشار اقتصادی در سفره مردم نمایان شده است:
هزینه تامین حداقل کالری مورد نیاز روزانه یک نفر اکنون از ۷ میلیون تومان فراتر رفته است و به باور کارشناسان، این یعنی فقط هزینه غذا می‌تواند بیش از ۷۰ درصد درآمد یک خانوار سه‌نفره را مصرف کند و عملاً پولی برای اجاره، درمان یا آموزش باقی نگذارد و صحبت از فراوانی کالاهای اساسی در فروشگاه‌ها زمانی که مردم توان خرید آن‌ها را ندارند، گمراه‌کننده است.
جنگ اقتصاد را دشوارتر کرده است:
جنگ عامل ایجاد مشکلات اقتصادی ایران نبود، اما به نظر می‌رسد آن‌ها را تشدید کرده است و افزایش هزینه انرژی، حمل‌ونقل و واردات به شکل زنجیره‌ای بر قیمت کالاها اثر گذاشته و حتی اگر کالاها همچنان در فروشگاه‌ها موجود باشند، توان خرید آن‌ها برای مردم روزبه‌روز کمتر می‌شود.
نتیجه، اقتصادی است که در آن فراوانی و محرومیت هم‌زمان در کنار یکدیگر وجود دارند و قفسه‌های فروشگاه‌ها ممکن است پر باشند، اما برای شمار فزاینده‌ای از مردم، کالاهای روی آن‌ها دیگر دست‌یافتنی نیست.
به همین دلیل، بحث بر سر افزایش دستمزدها تا این اندازه حساس شده است و مسئله فقط این نیست که دولت بتواند افزایش حداقل حقوق را اعلام کند، بلکه این است که آیا چنین افزایشی در بازاری که قیمت‌ها هر هفته تغییر می‌کنند، یارانه‌ها به‌سرعت ارزش خود را از دست می‌دهند و خانواده‌ها ناچارند زندگی خود را با خرید نیم‌کیلویی، سبدهای کوچک‌تر و انتخاب‌های دشوارتر مدیریت کنند، واقعاً می‌تواند قدرت خرید را حفظ کند یا صرفاً شکاف میان اعداد روی کاغذ و واقعیت زندگی مردم را پنهان می‌کند.

امیر پالوانه


پست های ویژه

ایران؛ کوچکتر شدن سفره‌ها علیرغم افزایش دستمزدها

در پی تداوم جنگ و فشارهای اقتصادی، شرایط زندگی در ایران به‌مراتب دشوارتر شده است. مقام‌های دولتی می‌گویند افزایش دستمزدها و اجرا...

پست های پرطرفدار