۱۴۰۳ بهمن ۱۹, جمعه

چرایی انقلاب اسلامی: دغدغه نان یا اجرای شریعت؟



«چرا انقلاب شد؟ آیا هدف پیشرفت نظامی و علمی بود یا هدف از انقلاب، شامل دین و فرهنگ نیز می‌شد؟ امروز به گونه‌ای وانمود می‌شود که خواسته ما، تنها رفاه مادی است؛ همان خواسته‌ای که در کشورهایی که با خدا هیچ رابطه‌ای ندارند نیز مطرح است!»

در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، این سخنان از سوی کسی «چرا انقلاب شد؟ آیا هدف پیشرفت نظامی و علمی بود یا هدف از انقلاب، شامل دین و فرهنگ نیز می‌شد؟ امروز به گونه‌ای وانمود می‌شود که خواسته ما، تنها رفاه مادی است؛ همان خواسته‌ای که در کشورهایی که با خدا هیچ رابطه‌ای ندارند نیز مطرح است!» در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، این سخنان از سوی کسی بیان می شود که اکنون رهبری فکری بخشی از جناح ارتدوکس و محافظه‌کار حامی انقلاب اسلامی را بر عهده دارد.«محمدتقی مصباح یزدی» به جد بر این باور است که انتظارات اقتصادی و رفاه محور از انقلاب اسلامی داشتن، با اهداف آن انقلاب همخوان نیست. مصباح یزدی انگیزه های دینی را هدف اصلی انقلاب اسلامی تعریف می کند.آیا شواهد برجای مانده از دوران انقلاب اسلامی بر راستی و درستی نظر او شهادت می‌دهند؟

هر سال سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که فرا می‌رسد بحث پیرامون چرایی رخداد بهمن ۵۷ اوج می‌گیرد. با توجه به اوج‌گیری نارضایتی‌ها در سال‌های اخیر، این پرسش‌ها شدت بیش‌تری گرفته است و نسل جوانی که از طریق رسانه‌ها پلی به گذشته می‌زند و آزادی‌های اجتماعی در حکومت گذشته و رفاه نسبی مردم را می‌بیند و از طریق افراد سالخورده‌تر توصیف آن روزگار را می‌شنود، از پدران و مادران خود این سوال بسیار پرسیده شده و – در عین حال – بسیار بنیادین را می‌پرسد که:«چرا انقلاب کردید؟»

حکومت روحانیون؛ تضمین اجرای شریعت:اگرچه تحلیل‌هایی وجود دارند که سعی می‌کنند علت اصلی انقلاب را به مسائل اقتصادی یا سیاسی گره بزنند اما آنچه شاید بتوان با اطمینان گفت این است که نزد نیروهای اسلام‌گرایی که برای سقوط محمدرضاشاه تلاش می‌کردند، بیش از آن‌که دیکتاتوری محمدرضا شاه یا انگیزه‌های اقتصادی، تهییج‌گر مبارزه علیه حکومت شاهنشاهی باشند، علائق اسلامگرایانه و شریعت‌محور، پیشرانه‌های اصلی برای براندازی حکومت بودند. که اکنون رهبری فکری بخشی از جناح ارتدوکس و محافظه‌کار حامی انقلاب اسلامی را بر عهده دارد. «محمدتقی مصباح یزدی» به جد بر این باور است که انتظارات اقتصادی و رفاه محور از انقلاب اسلامی داشتن، با اهداف آن انقلاب همخوان نیست. مصباح یزدی انگیزه های دینی را هدف اصلی انقلاب اسلامی تعریف می کند. آیا شواهد برجای مانده از دوران انقلاب اسلامی بر راستی و درستی نظر او شهادت می‌دهند؟

هر سال سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که فرا می‌رسد بحث پیرامون چرایی رخداد بهمن ۵۷ اوج می‌گیرد. با توجه به اوج‌گیری نارضایتی‌ها در سال‌های اخیر، این پرسش‌ها شدت بیش‌تری گرفته است و نسل جوانی که از طریق رسانه‌ها پلی به گذشته می‌زند و آزادی‌های اجتماعی در حکومت گذشته و رفاه نسبی مردم را می‌بیند و از طریق افراد سالخورده‌تر توصیف آن روزگار را می‌شنود، از پدران و مادران خود این سوال بسیار پرسیده شده و – در عین حال – بسیار بنیادین را می‌پرسد که: «چرا انقلاب کردید؟»

حکومت روحانیون؛ تضمین اجرای شریعت:اگرچه تحلیل‌هایی وجود دارند که سعی می‌کنند علت اصلی انقلاب را به مسائل اقتصادی یا سیاسی گره بزنند اما آنچه شاید بتوان با اطمینان گفت این است که نزد نیروهای اسلام‌گرایی که برای سقوط محمدرضاشاه تلاش می‌کردند، بیش از آن‌که دیکتاتوری محمدرضا شاه یا انگیزه‌های اقتصادی، تهییج‌گر مبارزه علیه حکومت شاهنشاهی باشند،علائق اسلامگرایانه و شریعت‌محور، پیشرانه‌های اصلی برای براندازی حکومت بودند.

دکتر«قاسم افتخاری» – استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران – این نظر که خواسته اصلی روحانیت انقلابی، اجرای شریعت بود را تایید می‌کند و در توضیح می‌گوید: «محور مطالبات روحانیون این بود که حکومت‌ها قوانین اسلامی را اجرا کنند. اولین بار ایده حکومت اسلامی و ولایت فقیه در کتاب یک روحانی اهل کرمانشاه در زمان قاجار مطرح شد. ایشان کتابی با عنوان ولایت فقیه نوشت ولی پی گرفته نشد تا اینکه آیت‌الله خمینی دوباره آن را مطرح کرد. تئوری اولیه اجرای شریعت توسط حکومت سکولار را کنار نهاد و به جای آن تئوری اجرا شریعت توسط ولی فقیه را مطرح کرد که بدین ترتیب باید روحانیت در مصدر قدرت باشد و شریعت را خود اجرا کند.»

در بالا به بخشی از سخنان مصباح یزدی اشاره شد. این چهره تاثیرگذار باز هم در این باره سخن دارد:«آیا فقط دغدغه ما این بود که به جای شاه، دیگری حکومت کند یا این انقلاب با هدف اصلی احیای ارزش‌های دینی – در کنار حل مشکلات معیشتی – تحقق یافت؟ امام(ره) وقتی خیلی احساس خطر می‌کرد و می‌خواست خطر عظیمی را به مردم گوشزد کند، می‌فرمود من برای اسلام احساس خطر می‌کنم. اما نهایت خطری که ما احساس می‌کنیم، تورم و گرانی است!»

این سخن مورد تایید«روح‌الله حسینیان» رییس پیشین مرکز اسناد انقلاب اسلامی – نیز هست و او نیز سخنی به‌صراحت در این باره گفته بود و اذعان کرده بود:«اگر قرار بر آباد کردن بود که شاه بهتر می‌توانست ایران را آباد کند.» اگرچه این سخن با این کیفیت ذکرشده مورد تکذیب دفتر او قرار گرفت، اما حتی سخن تصحیح‌شده و «اصل سخن» نیز همان ادعای خطوط بالا را تایید می‌کند که اسلامگرایان اساسا برای خود اهداف اقتصادی از انقلاب تعریف نکرده بودند:«فرض کنید ایرانی مانند ژاپن ساختید، در انتها چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟ انقلاب‌ اسلامی حرف دیگری داشت و شاه هم می‌توانست ایران را آباد کند، اما ما انقلاب کردیم تا آبادانی همراه با معنویت و دین داشته باشیم.»

انقلاب برای اجرای شریعت؛ مورد مرتضی نبوی:«مرتضی نبوی» از جمله چهره‌های انقلابی بود که در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی جوانی ۳۱ ساله بود. او که تحصیلات خود در مهندسی برق را در دانشگاه تهران به پایان رسانده بود در دولت اول میرحسین موسوی پست وزارت پست، تلگراف و تلفن را برعهده داشت و پس از آن به عنوان یکی از بنیانگذاران روزنامه محافظه کار «رسالت» در این روزنامه مشغول شد. او اکنون عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام هست. نوع نگاه مرتضی نبوی به فضای تهران و دانشگاه در پیش از انقلاب اسلامی نگاهی قابل توجه است. از این‌رو که نشان می‌دهد این تنها روحانیت نبود که تصمیم داشت سبک زندگی جامعه را تغییر بدهد و آن را به فضایی اسلامی منتقل کند؛ بلکه حتی جوانان تحصیل‌کرده که در بهترین رشته‌ها و در بهترین دانشگاه‌های کشور نیز تحصیل می‌کردند در جستجوی چنین هدف به زعم خود والایی بودند.مرتضی نبوی که در قزوین به دنیا آمده و در آن‌جا بزرگ شده بود، در خاطرات خود درباره قبولی اش  در کنکور و نگاهی که به دانشگاه و تهران در آن سال‌ها داشت، چنین می‌گوید:«در ۱۳۴۵ در رشته برق دانشکده فنی دانشگاه تهران قبول شدم و جزو نفرات ۲۵ تا سی ام کنکور بودم. تهران دارای فضایی باز بود. فضا فضای شهوت‌رانی و فساد بود و دانشگاه‌ها محیط آلوده‌ای داشتند. رژیم هم می‌کوشید که محیط باز برای بی بند و باری و ارتباط دختر و پسر ایجاد کند و آنان را از مذهب دور سازد و در کنار محیط دانشگاه، محیط خود شهر تهران هم بی بند و باری بود. محیطی این‌چنین در سال‌های دانشجویی مرا رنج می‌داد. همیشه آن ایام در رنج بودم و به سختی و با روحیه بسیار بد دوران دانشکده را گذراندم. دخترها با وضع خیلی بدی ظاهر می‌شدند.» این سخنان را داشته باشیم تا برسیم به پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سال ۱۳۵۹ که «محمدعلی رجایی» – نخست وزیر وقت – از مرتضی نبوی درخواست می‌کند که به شرکت و مخابرات برود و در آن‌جا مسئولیت بپذیرد. در آن‌جا نبوی سمت معاونت اداری – مالی شرکت را برعهده می گیرد؛ اما نخستین فعالیت او در شرکت به چه مربوط می‌شد؟ از زبان خود او بخوانیم:«در آن شرکت ابتدا مبارزه با بی‌حجابی را شروع کردیم و چون تیپ کارمندان آن‌جا مناسب نبود. … پس از مدتی یک جو اسلامی در شرکت حاکم شد.»

حکومت به مثابه دستگاه اجرای احکام اسلامی:شاید این تردید مطرح شود که پرپیداست که انگیزه‌های اسلامگرایانه، در پی دموکراسی و آزادی لیبرالی نبودند، پس چرا بر این سخن ظاهرا بدیهی ابرام و اصرار ورزیده می‌شود؟دلیل آن است که اگر این مدعای اصلی را بپذیریم و نیز به یاد بیاوریم که روحانیت حکومتی و حامیان آنان، پیروز اصلی نزاع بر سر قدرت بودند، طبیعی است نمی‌توانیم از حکومتی با بن‌مایه‌هایی این‌چنین انتظار داشته باشیم اهداف شریعت‌محورانه خود را به کناری بنهد و با چرخشی۱۸۰درجه‌ای نقش حکومتی نرمال همچون حکومت محمدرضاشاه را بازی کندیا باید به رفتار اسلام‌گرایانه حکومت تن داد یا این‌که علیه آن فعالیت کرد.خواست رفاه و توسعه از این حکومت مانند توقع به‌بارنشستن درخت میوه در برهوت کویر است.

ضمن اینکه باید دقت داشت که در این گزارش ادعا نشده است که تنها انگیزه انقلاب اسلامی، انگیزه‌های مبتنی بر اجرای شریعت بودند؛ بی‌تردید نیروهای دیگری در جریان مبارزه علیه محمدرضاشاه حضور داشتند که زمینه‌های دیگری را بسترساز فعالیت خود علیه حکومت می‌دانستند، اما در این گزارش سخن این است که انگیزه اصلی روحانیت انقلابی و به طور کلی اسلامگرایان شیعی، برای براندازی حکومت شاهنشاهی آن بود که آیت الله خمینی گفته بود:«ما که به ولایت معتقدیم باید به ضرورت تشکیل حکومت معتقد باشیم و باید کوشش کنیم که دستگاه اجرای احکام و اداره‌ امور برقرار شود.»

به دیگر سخن، حکومت برای اسلامگرایان شیعی، ابزاری برای «اجرای احکام» بود.این‌که بعدها پیچیدگی‌های حکومت داری و اداره کشور آنان را وادار کرد که گاهی «مصلحت نظام» را بر اجرای احکام ارجح بدانند، نافی وجود چنین انگیزه‌ای در آنان در دوره فعالیت علیه حکومت شاهنشاهی نیست.

منبع توانا.

امیرپالوانه.


عدالت در نظام جمهوری اسلامی، فاسدان در آغوش نظام


سال ۱۳۹۷ مجازات شلاق سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران، از بابت پرونده فساد در سازمان تامین اجتماعی، به خاطر عفو رهبر جمهوری اسلامی بخشیده شد.
او که مدتی به اتهام «معاونت در قتل در پرونده کهریزک» محبوس بود، اخیرا پروانه وکالت خود را از کانون وکلای دادگستری استان یزد دریافت کرده است.
عدالت در نظام جمهوری اسلامی
فاسدان در آغوش نظام

طرح از شاهرخ حیدری.

امیرپالوانه.

۱۴۰۳ بهمن ۹, سه‌شنبه

درک دیوار آتش بزرگ ایران: بررسی عمیق سانسور اینترنت


دیوار آتش بزرگ ایران (IRGFW) یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های سانسور اینترنت در جهان محسوب می‌شود. این سیستم برای محدود کردن دسترسی به اطلاعات و سرکوب مخالفان طراحی شده است و با به‌کارگیری تکنولوژی‌های پیشرفته توانسته کنترل شدیدی بر فضای دیجیتال ایران اعمال کند. این مقاله یک نگاه جامع به ساختار، استراتژی‌ها و پیامدهای این سیستم ارائه می‌دهد، مبتنی بر گزارش فنی دسامبر ۲۰۲۴.

زمینه تاریخی: پیش از اعتراضات سراسری ۲۰۲۲ که با مرگ مهسا امینی آغاز شد، مکانیسم‌های فیلترینگ اینترنت در ایران نسبتاً ابتدایی بودند. تکنیک‌هایی مانند مسدودسازی DNS و SNI به کار گرفته می‌شد، اما بازرسی عمیق بسته‌ها (DPI) و پروب‌های فعال حداقل بود. پس از اعتراضات، رژیم زیرساخت سانسور اینترنت خود را شدت بخشید و به‌شدت از مدل "دیوار آتش بزرگ" چین الهام گرفت. نتیجه این تلاش‌ها، سیستمی متمرکز و پیشرفته بود که قادر به بازرسی و مسدودسازی دقیق ترافیک اینترنتی است.

اجزای اصلی دیوار آتش بزرگ ایران

۱. بازرسی عمیق بسته‌ها (DPI): تکنولوژی DPI به IRGFW این امکان را می‌دهد تا ترافیک اینترنتی را با جزئیات بالا تحلیل و فیلتر کند. با بررسی ۱ تا ۱۷ کیلوبایت اولیه جریان داده‌ها، سیستم می‌تواند پروتکل‌های خاص، وب‌سایت‌ها یا ترافیک رمزنگاری شده را شناسایی و مسدود کند. تاکتیک‌های قابل‌توجه شامل شناسایی TLS Handshake و استفاده از الگوهای پیشرفته برای مسدود کردن VPNها و پروکسی‌ها است.

۲. یکپارچگی با ارائه‌دهندگان خدمات اینترنت (ISP): ISPهای ایرانی از جمله شرکت ارتباطات سیار ایران (MCI)، ایرانسل (MTN) و شرکت مخابرات ایران (TCI) تحت نظارت شرکت زیرساخت مخابرات (TIC) فعالیت می‌کنند. این تمرکز، اجرای یکنواخت سیاست‌های سانسور را در سراسر کشور تضمین می‌کند.

۳. دسته‌بندی آدرس‌های IP: IRGFW آدرس‌های IP را به سه دسته تقسیم می‌کند:

لیست سفید: ترافیک مجاز از منابع شناخته‌شده و امن

لیست خاکستری: ترافیکی که تحت نظارت است و دارای سرعت آپلود محدود و تأخیر بالا است.

لیست سیاه: ترافیک کاملاً مسدود شده از منابع مشکوک. این دسته‌بندی امکان فیلترینگ پویا و کاهش سرعت بر اساس الگوهای ترافیک در زمان واقعی را فراهم می‌کند.

۴. دستکاری DNS: درخواست‌های DNS به دلیل استفاده از DPI به‌طور مکرر با اختلال مواجه می‌شوند. تکنیک‌هایی مانند DNS-over-TLS (DoT) و DNS-over-HTTPS (DoH) اغلب مسدود یا خاکستری می‌شوند و کاربران را مجبور به استفاده از سرورهای DNS ارائه‌شده توسط ISP می‌کنند. مسمومیت DNS و خاکستری‌سازی بیشتر، دسترسی ایمن به اینترنت را پیچیده‌تر می‌کند.

استراتژی‌های کنترل:

۱. الگوهای زمانی مسدودسازی: مسدودسازی از الگوهای زمانی خاصی پیروی می‌کند. به عنوان مثال، فایروال TIC لیست‌های سیاه را روزانه همگام‌سازی می‌کند، در حالی که فایروال MCI از برنامه‌های پویا و غیرقابل پیش‌بینی‌تر استفاده می‌کند. این الگوها سانسور مداوم اما سازگار را تضمین می‌کنند.

۲. پروب‌های فعال: تا اواخر ۲۰۲۳، پروب‌های فعال یکی از روش‌های کلیدی برای شناسایی ابزارهای دور زدن سانسور بودند. این پروب‌ها شامل ارسال بسته‌های آزمایشی به سرورهای مشکوک برای شناسایی عملکرد آن‌ها بود. اگرچه پروب‌های فعال از آن زمان متوقف شده‌اند، قابلیت‌های نظارت غیرفعال IRGFW به مراتب پیشرفته‌تر شده است.

۳. هدف‌گیری پروتکل‌ها: بسیاری از پروتکل‌های پرکاربرد مانند OpenVPN، Shadowsocks و WireGuard یا در لیست سیاه قرار دارند یا به شدت کاهش سرعت می‌یابند. پروتکل‌هایی که از تکنیک‌های پنهان‌سازی استفاده می‌کنند می‌توانند از فیلترهای اولیه عبور کنند، اما در نهایت توسط نظارت تطبیقی شناسایی و مسدود می‌شوند.

۴. کاهش سرعت ترافیک و قطعه‌قطعه‌سازی: با اعمال محدودیت‌های پهنای باند و نرخ بالای لرزش (jitter)، IRGFW استفاده از ابزارهای دور زدن را دلسرد می‌کند. علاوه بر این، تکنیک‌هایی مانند قطعه‌قطعه‌سازی بسته‌ها، ترافیک رمزنگاری شده را تشخیص سخت‌تر می‌کند اما همچنان در برابر سیستم‌های پیشرفته DPI آسیب‌پذیر است.

چالش‌های دور زدن ، تلاش‌ها برای دور زدن IRGFW نیاز به تکنیک‌های پیشرفته‌ای دارد مانند:

پنهان‌سازی ترافیک: تغییر هدرها و الگوهای بسته‌ها برای جلوگیری از شناسایی.

مکانیزم‌های پویا در:  Handshake تصادفی‌سازی پروتکل‌های Handshake برای جلوگیری از اثرانگشت‌گذاری.

چندپخشی (Multiplexing): ترکیب چندین جریان داده برای کاهش قابل رویت بودن. اگرچه این روش‌ها در کوتاه‌مدت مؤثر هستند، اما نیاز به به‌روزرسانی مداوم دارند تا از توانایی‌های در حال تکامل IRGFW پیشی بگیرند.

روندهای کنونی و چشم‌انداز آینده

تا دسامبر ۲۰۲۴، IRGFW برخی از عملکردهای DPI خود را کاهش داده است که منجر به کاهش موقت شدت سانسور شده است. با این حال، این وقفه احتمالاً یک بازتنظیم استراتژیک برای توسعه تکنیک‌های فیلترینگ دقیق‌تر است. تمرکز رژیم همچنان بر تشدید کنترل در دوره‌های حساس سیاسی است و از آخرین تکنولوژی‌ها برای سرکوب مخالفان استفاده می‌کند.

نتیجه‌گیری: دیوار آتش بزرگ ایران نمادی از روند رو به رشد استبداد دیجیتال است. ترکیب تکنولوژی پیشرفته و کنترل متمرکز، چالش‌های حفظ دسترسی آزاد به اطلاعات در محیط‌های سرکوبگر را برجسته می‌کند. برای افرادی که به آزادی دیجیتال متعهد هستند، یک رویکرد چندوجهی که نوآوری، تاب‌آوری و حمایت جهانی را ترکیب می‌کند، ضروری است تا با این سیستم سانسور پیچیده مقابله کند. با روشن کردن سازوکارهای داخلی IRGFW، این گزارش نیاز فوری به همکاری جهانی برای دفاع از اصول اینترنت آزاد و باز را برجسته می‌کند.

امیرپالوانه

پست های ویژه

برای مهدی یراحی،هفتاد وچهار ضربه شلاق بر تارهای آزادی

برای مهدی یراحی هفتاد وچهار ضربه شلاق بر تارهای آزادی هیچکس نمیتونه در تفکر انسانهای آزاده، عشق به آزادی رو خاموش کنه و نه زندان، نه شکن...

پست های پرطرفدار