۱۴۰۳ اسفند ۵, یکشنبه

وقتی جای خبرنگار و مجرم عوض می‌شود


 مبارزه با خبرنگاری و اطلاع رسانی آزاد از ویژگی‌های بارز جمهوری اسلامی است که از ابتدا استقرار این حکومت دیکتاتوری رواج داشته است. در سال‌های اخیر نیز همواره شاهد برخورد با روزنامه نگاران و پایگاه‌های اطلاع رسانی بوده‌ایم و هر وقت یک جرم توسط رسانه‌ها بر ملا شده که مقامات جمهوری در آن دست داشته‌اند،‌ در عوض برخورد قانونی با مجرم، منتشر کننده خبر بازداشت و مورد تعقیب قضایی قرار گرفته است. در این مقاله در وبسایت آزادی ما قصد داریم تا به چهار مورد از برجسته‌ترین نمونه‌ها از این نوع بی عدالتی در جمهوری اسلامی که در آن‌ها جای خبرنگار و مجرم عوض شده است اشاره کنیم.

خبرنگاران زندانی در جمهوری اسلامی : در ادامه به چهارخبرنگار اشاره شده است که صرفا به دلیل خبرنگاری قربانی بی عدالتی حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی شده‌اند. لازم به ذکر است که این خبرنگاران با دیدگاه‌ها و سوابق مختلف مورد آزار و اذیت جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند و از این رو تنها چگونگی برخورد با آن‌ها در قبال فعالیت‌های خبرنگاری و افشاگری‌ها مورد توجه وبسایت آزادی ما بوده و نه سوابق و دیدگاه‌هایشان پیش یا پس از بازداشت.

یاشار سلطانی؛ اختلاس و زمین خواری شهرداری تهران:شهریور ۱۳۹۵، یاشار سلطانی، سردبیر وبسایت «معماری نیوز» نامه‌ای به تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ را منتشر کرد که در آن سازمان بازرسی کل کشور فروش ۱۰۰ ملک شهرداری تهران به برخی مدیران این نهاد و افراد دیگر را به قیمت‌های غیر واقعی و همچنین تخفیف ۵۰ درصد و اقساط پرداخت ۶۰ ماهه،‌ غیر قانونی می‌داند.

در این نامه آمده است که واگذاری و فروش بیش از یک میلیون و ۱۰۰ هزار مترمربع، زمین با کاربری مسکونی، تجاری، اداری و خدماتی در متراژ و مساحت‌های بسیار وسیع و با تخفیف‌های ۵۰ درصد کارشناسی و ارزیابی غیر واقعی  به تعاونی مسکن کارکنان شهرداری و دیگر تعاونی‌ها، «منجر به تضییع اموال عمومی شهرداری به مبلغ بیش از دو هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان» شده است.

براساس ادعا معماری نیوز، این املاک به «یکصد شخص حقوقی و حدود ۱۵۰ شخص حقیقی واگذار شده» که در بین آن‌ها «۷۲ نفر از مدیران ارشد شهرداری» وجود دارند. این وب سایت همچنین از محسن پیرهادی، الهه راستگو، معصومه آباد، هادی ساعی و ابوالفضل قناعتی به عنوان اعضای شورای شهر تهران نام برده که با استفاده از این تخفیف‌ها املاکی به آنان واگذار شده است.

بعد از انتشار این نامه، یاشار سلطانی با شکایت محمدباقر قالیباف شهردار و مهدی چمران رئیس شورای شهر تهران به دادگاه احضار شد و وبسایت معماری نیز فیلتر شد. بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۵، یاشار سلطانی بعد از حضور در دادگاه بازداشت شد. برای آقای سلطانی وثیقه ۲۰۰ میلیونی تامین شد اما پس از تهیه وثیقه او آزاد نشده و به اتهام «انتشار اسناد طبقه بندی شده» به او تفهیم شد. سرانجام دادستان تهران در روز ۲۲ آبان ۱۳۹۵ اعلام کرد که یاشار سلطانی به قید وثیقه از زندان آزاد شده است.

سوم بهمن ۱۳۹۷ وکیل مدافع یاشار سلطانی اعلام کرد که او به دلیل اتهاماتی از قبیل «جمع‌آوری و انتشار اطلاعات طبقه‌بندی شده مربوط به سازمان بازرسی کشور، نشر مطالب خلاف واقع به قصد تشویش اذهان عمومی، افترا نسبت به شرکت عمران تکلار و تهدید نسبت به شرکت عمران تکلار» به ۵ سال سال زندان و دو سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و تشکل‌های سیاسی محکوم شده است.

نیلوفر حامدی؛ انتشار عکس از مهسا امینی : نیلوفر حامدی، خبرنگار متولد ۳۰ مهر ۱۳۷۱ است که برای روزنامه شرق کار می‌کرد اما به دلیل انتشار عکسی از مهسا امینی در بیمارستان کسری تهران بازداشت شد و کماکان در بازداشت به سر می‌برد. به نقل از رادیو فردا و براساس اطلاع دوستان و اطرافیان خانوم حامدی، او شامگاه چهارشنبه ۳۰ شهریور بدون هیچ توضیحی توسط نیروهای حکومتی بازداشت شده است.

بازداشت خانوم حامدی تاکنون ادامه داشته و ایشان بدون هیچگونه تفهیم اتهام و یا برگزاری دادگاه کماکان در بازداشت به سر می‌برد. بازداشت نیلوفر حامدی در شرایطی رخ داده است که هیچ شخصی از جانب حکومت در باره قتل مهسا امینی، حتی به طور نمایشی، مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته است.

الهه محمدی؛ پوشش خبر مهسا امینی : الهه محمدی خبرنگار روزنامه هم میهن است که پس از پوشش مراسم خاکسپاری مهسا امینی در سقز، اواخر شهریور ماه و بعد از ارائه گزارشی تحت عنوان «یک وطن اندوه» توسط نیروهای حکومتی بازداشت شد و کماکان بدون تفهیم اتهام و برگزاری دادگاه در زندان به سر می‌برد. سردبیر روزنامه هم میهن بعد از بازداشت خانوم محمدی اعلام کرد که او از جانب روزنامه برای پوشش مراسم خاکسپاری مهسا امینی به سقز رفته بوده و مسئولیت این خبر نه با شخص او بلکه با روزنامه است.

نازیلا معروفیان به دلیل مصاحبه با پدر مهسا امینی : دخترت را به قتل می‌رسانند، در مورد قتلش دروغ می‌گویند و هیچ یک از عاملین و آمرین این جنایت را (حتی به شکل نمایشی) محاکمه نمی‌کنند اما زمانی که با یک خبرنگار مصاحبه کنی او را سریع بازداشت می‌کنند.

نازیلا معروفیان، خبرنگار مستقل، بعد از قتل مهسا امینی با پدر او، امجد امینی، مصاحبه کرد که در این مصاحبه آقای امینی خبر داد معاون پزشکی قانونی صراحتاً به او گفته بود درباره جان‌باختن دخترش «هر چه را که به صلاح مملکت باشد» می‌نویسد. بعد از انتشار این مصاحبه خانوم معروفیان هشتم آبان ۱۴۰۱ توسط نیروهای حکومتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردید.

نازیلا معروفیان روز ۲۲ دی ماه ۱۴۰۱ به صورت موقت و با قرار وثیقه از زندان آزاد شد اما هشتم بهمن ۱۴۰۱ در صفحه توییتر خود اطلاع داد که شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی افشاری «بدون تشکیل دادگاه و دفاعیات» او را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» به «دو سال حبس، ۱۵ میلیون تومان جریمه و پنج سال ممنوع‌الخروجی از کشور» محکوم کرده است.

امیرپالوانه

۱۴۰۳ بهمن ۱۹, جمعه

چرایی انقلاب اسلامی: دغدغه نان یا اجرای شریعت؟



«چرا انقلاب شد؟ آیا هدف پیشرفت نظامی و علمی بود یا هدف از انقلاب، شامل دین و فرهنگ نیز می‌شد؟ امروز به گونه‌ای وانمود می‌شود که خواسته ما، تنها رفاه مادی است؛ همان خواسته‌ای که در کشورهایی که با خدا هیچ رابطه‌ای ندارند نیز مطرح است!»

در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، این سخنان از سوی کسی «چرا انقلاب شد؟ آیا هدف پیشرفت نظامی و علمی بود یا هدف از انقلاب، شامل دین و فرهنگ نیز می‌شد؟ امروز به گونه‌ای وانمود می‌شود که خواسته ما، تنها رفاه مادی است؛ همان خواسته‌ای که در کشورهایی که با خدا هیچ رابطه‌ای ندارند نیز مطرح است!» در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی، این سخنان از سوی کسی بیان می شود که اکنون رهبری فکری بخشی از جناح ارتدوکس و محافظه‌کار حامی انقلاب اسلامی را بر عهده دارد.«محمدتقی مصباح یزدی» به جد بر این باور است که انتظارات اقتصادی و رفاه محور از انقلاب اسلامی داشتن، با اهداف آن انقلاب همخوان نیست. مصباح یزدی انگیزه های دینی را هدف اصلی انقلاب اسلامی تعریف می کند.آیا شواهد برجای مانده از دوران انقلاب اسلامی بر راستی و درستی نظر او شهادت می‌دهند؟

هر سال سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که فرا می‌رسد بحث پیرامون چرایی رخداد بهمن ۵۷ اوج می‌گیرد. با توجه به اوج‌گیری نارضایتی‌ها در سال‌های اخیر، این پرسش‌ها شدت بیش‌تری گرفته است و نسل جوانی که از طریق رسانه‌ها پلی به گذشته می‌زند و آزادی‌های اجتماعی در حکومت گذشته و رفاه نسبی مردم را می‌بیند و از طریق افراد سالخورده‌تر توصیف آن روزگار را می‌شنود، از پدران و مادران خود این سوال بسیار پرسیده شده و – در عین حال – بسیار بنیادین را می‌پرسد که:«چرا انقلاب کردید؟»

حکومت روحانیون؛ تضمین اجرای شریعت:اگرچه تحلیل‌هایی وجود دارند که سعی می‌کنند علت اصلی انقلاب را به مسائل اقتصادی یا سیاسی گره بزنند اما آنچه شاید بتوان با اطمینان گفت این است که نزد نیروهای اسلام‌گرایی که برای سقوط محمدرضاشاه تلاش می‌کردند، بیش از آن‌که دیکتاتوری محمدرضا شاه یا انگیزه‌های اقتصادی، تهییج‌گر مبارزه علیه حکومت شاهنشاهی باشند، علائق اسلامگرایانه و شریعت‌محور، پیشرانه‌های اصلی برای براندازی حکومت بودند. که اکنون رهبری فکری بخشی از جناح ارتدوکس و محافظه‌کار حامی انقلاب اسلامی را بر عهده دارد. «محمدتقی مصباح یزدی» به جد بر این باور است که انتظارات اقتصادی و رفاه محور از انقلاب اسلامی داشتن، با اهداف آن انقلاب همخوان نیست. مصباح یزدی انگیزه های دینی را هدف اصلی انقلاب اسلامی تعریف می کند. آیا شواهد برجای مانده از دوران انقلاب اسلامی بر راستی و درستی نظر او شهادت می‌دهند؟

هر سال سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که فرا می‌رسد بحث پیرامون چرایی رخداد بهمن ۵۷ اوج می‌گیرد. با توجه به اوج‌گیری نارضایتی‌ها در سال‌های اخیر، این پرسش‌ها شدت بیش‌تری گرفته است و نسل جوانی که از طریق رسانه‌ها پلی به گذشته می‌زند و آزادی‌های اجتماعی در حکومت گذشته و رفاه نسبی مردم را می‌بیند و از طریق افراد سالخورده‌تر توصیف آن روزگار را می‌شنود، از پدران و مادران خود این سوال بسیار پرسیده شده و – در عین حال – بسیار بنیادین را می‌پرسد که: «چرا انقلاب کردید؟»

حکومت روحانیون؛ تضمین اجرای شریعت:اگرچه تحلیل‌هایی وجود دارند که سعی می‌کنند علت اصلی انقلاب را به مسائل اقتصادی یا سیاسی گره بزنند اما آنچه شاید بتوان با اطمینان گفت این است که نزد نیروهای اسلام‌گرایی که برای سقوط محمدرضاشاه تلاش می‌کردند، بیش از آن‌که دیکتاتوری محمدرضا شاه یا انگیزه‌های اقتصادی، تهییج‌گر مبارزه علیه حکومت شاهنشاهی باشند،علائق اسلامگرایانه و شریعت‌محور، پیشرانه‌های اصلی برای براندازی حکومت بودند.

دکتر«قاسم افتخاری» – استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران – این نظر که خواسته اصلی روحانیت انقلابی، اجرای شریعت بود را تایید می‌کند و در توضیح می‌گوید: «محور مطالبات روحانیون این بود که حکومت‌ها قوانین اسلامی را اجرا کنند. اولین بار ایده حکومت اسلامی و ولایت فقیه در کتاب یک روحانی اهل کرمانشاه در زمان قاجار مطرح شد. ایشان کتابی با عنوان ولایت فقیه نوشت ولی پی گرفته نشد تا اینکه آیت‌الله خمینی دوباره آن را مطرح کرد. تئوری اولیه اجرای شریعت توسط حکومت سکولار را کنار نهاد و به جای آن تئوری اجرا شریعت توسط ولی فقیه را مطرح کرد که بدین ترتیب باید روحانیت در مصدر قدرت باشد و شریعت را خود اجرا کند.»

در بالا به بخشی از سخنان مصباح یزدی اشاره شد. این چهره تاثیرگذار باز هم در این باره سخن دارد:«آیا فقط دغدغه ما این بود که به جای شاه، دیگری حکومت کند یا این انقلاب با هدف اصلی احیای ارزش‌های دینی – در کنار حل مشکلات معیشتی – تحقق یافت؟ امام(ره) وقتی خیلی احساس خطر می‌کرد و می‌خواست خطر عظیمی را به مردم گوشزد کند، می‌فرمود من برای اسلام احساس خطر می‌کنم. اما نهایت خطری که ما احساس می‌کنیم، تورم و گرانی است!»

این سخن مورد تایید«روح‌الله حسینیان» رییس پیشین مرکز اسناد انقلاب اسلامی – نیز هست و او نیز سخنی به‌صراحت در این باره گفته بود و اذعان کرده بود:«اگر قرار بر آباد کردن بود که شاه بهتر می‌توانست ایران را آباد کند.» اگرچه این سخن با این کیفیت ذکرشده مورد تکذیب دفتر او قرار گرفت، اما حتی سخن تصحیح‌شده و «اصل سخن» نیز همان ادعای خطوط بالا را تایید می‌کند که اسلامگرایان اساسا برای خود اهداف اقتصادی از انقلاب تعریف نکرده بودند:«فرض کنید ایرانی مانند ژاپن ساختید، در انتها چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟ انقلاب‌ اسلامی حرف دیگری داشت و شاه هم می‌توانست ایران را آباد کند، اما ما انقلاب کردیم تا آبادانی همراه با معنویت و دین داشته باشیم.»

انقلاب برای اجرای شریعت؛ مورد مرتضی نبوی:«مرتضی نبوی» از جمله چهره‌های انقلابی بود که در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی جوانی ۳۱ ساله بود. او که تحصیلات خود در مهندسی برق را در دانشگاه تهران به پایان رسانده بود در دولت اول میرحسین موسوی پست وزارت پست، تلگراف و تلفن را برعهده داشت و پس از آن به عنوان یکی از بنیانگذاران روزنامه محافظه کار «رسالت» در این روزنامه مشغول شد. او اکنون عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام هست. نوع نگاه مرتضی نبوی به فضای تهران و دانشگاه در پیش از انقلاب اسلامی نگاهی قابل توجه است. از این‌رو که نشان می‌دهد این تنها روحانیت نبود که تصمیم داشت سبک زندگی جامعه را تغییر بدهد و آن را به فضایی اسلامی منتقل کند؛ بلکه حتی جوانان تحصیل‌کرده که در بهترین رشته‌ها و در بهترین دانشگاه‌های کشور نیز تحصیل می‌کردند در جستجوی چنین هدف به زعم خود والایی بودند.مرتضی نبوی که در قزوین به دنیا آمده و در آن‌جا بزرگ شده بود، در خاطرات خود درباره قبولی اش  در کنکور و نگاهی که به دانشگاه و تهران در آن سال‌ها داشت، چنین می‌گوید:«در ۱۳۴۵ در رشته برق دانشکده فنی دانشگاه تهران قبول شدم و جزو نفرات ۲۵ تا سی ام کنکور بودم. تهران دارای فضایی باز بود. فضا فضای شهوت‌رانی و فساد بود و دانشگاه‌ها محیط آلوده‌ای داشتند. رژیم هم می‌کوشید که محیط باز برای بی بند و باری و ارتباط دختر و پسر ایجاد کند و آنان را از مذهب دور سازد و در کنار محیط دانشگاه، محیط خود شهر تهران هم بی بند و باری بود. محیطی این‌چنین در سال‌های دانشجویی مرا رنج می‌داد. همیشه آن ایام در رنج بودم و به سختی و با روحیه بسیار بد دوران دانشکده را گذراندم. دخترها با وضع خیلی بدی ظاهر می‌شدند.» این سخنان را داشته باشیم تا برسیم به پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سال ۱۳۵۹ که «محمدعلی رجایی» – نخست وزیر وقت – از مرتضی نبوی درخواست می‌کند که به شرکت و مخابرات برود و در آن‌جا مسئولیت بپذیرد. در آن‌جا نبوی سمت معاونت اداری – مالی شرکت را برعهده می گیرد؛ اما نخستین فعالیت او در شرکت به چه مربوط می‌شد؟ از زبان خود او بخوانیم:«در آن شرکت ابتدا مبارزه با بی‌حجابی را شروع کردیم و چون تیپ کارمندان آن‌جا مناسب نبود. … پس از مدتی یک جو اسلامی در شرکت حاکم شد.»

حکومت به مثابه دستگاه اجرای احکام اسلامی:شاید این تردید مطرح شود که پرپیداست که انگیزه‌های اسلامگرایانه، در پی دموکراسی و آزادی لیبرالی نبودند، پس چرا بر این سخن ظاهرا بدیهی ابرام و اصرار ورزیده می‌شود؟دلیل آن است که اگر این مدعای اصلی را بپذیریم و نیز به یاد بیاوریم که روحانیت حکومتی و حامیان آنان، پیروز اصلی نزاع بر سر قدرت بودند، طبیعی است نمی‌توانیم از حکومتی با بن‌مایه‌هایی این‌چنین انتظار داشته باشیم اهداف شریعت‌محورانه خود را به کناری بنهد و با چرخشی۱۸۰درجه‌ای نقش حکومتی نرمال همچون حکومت محمدرضاشاه را بازی کندیا باید به رفتار اسلام‌گرایانه حکومت تن داد یا این‌که علیه آن فعالیت کرد.خواست رفاه و توسعه از این حکومت مانند توقع به‌بارنشستن درخت میوه در برهوت کویر است.

ضمن اینکه باید دقت داشت که در این گزارش ادعا نشده است که تنها انگیزه انقلاب اسلامی، انگیزه‌های مبتنی بر اجرای شریعت بودند؛ بی‌تردید نیروهای دیگری در جریان مبارزه علیه محمدرضاشاه حضور داشتند که زمینه‌های دیگری را بسترساز فعالیت خود علیه حکومت می‌دانستند، اما در این گزارش سخن این است که انگیزه اصلی روحانیت انقلابی و به طور کلی اسلامگرایان شیعی، برای براندازی حکومت شاهنشاهی آن بود که آیت الله خمینی گفته بود:«ما که به ولایت معتقدیم باید به ضرورت تشکیل حکومت معتقد باشیم و باید کوشش کنیم که دستگاه اجرای احکام و اداره‌ امور برقرار شود.»

به دیگر سخن، حکومت برای اسلامگرایان شیعی، ابزاری برای «اجرای احکام» بود.این‌که بعدها پیچیدگی‌های حکومت داری و اداره کشور آنان را وادار کرد که گاهی «مصلحت نظام» را بر اجرای احکام ارجح بدانند، نافی وجود چنین انگیزه‌ای در آنان در دوره فعالیت علیه حکومت شاهنشاهی نیست.

منبع توانا.

امیرپالوانه.


عدالت در نظام جمهوری اسلامی، فاسدان در آغوش نظام


سال ۱۳۹۷ مجازات شلاق سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران، از بابت پرونده فساد در سازمان تامین اجتماعی، به خاطر عفو رهبر جمهوری اسلامی بخشیده شد.
او که مدتی به اتهام «معاونت در قتل در پرونده کهریزک» محبوس بود، اخیرا پروانه وکالت خود را از کانون وکلای دادگستری استان یزد دریافت کرده است.
عدالت در نظام جمهوری اسلامی
فاسدان در آغوش نظام

طرح از شاهرخ حیدری.

امیرپالوانه.

پست های ویژه

برای مهدی یراحی،هفتاد وچهار ضربه شلاق بر تارهای آزادی

برای مهدی یراحی هفتاد وچهار ضربه شلاق بر تارهای آزادی هیچکس نمیتونه در تفکر انسانهای آزاده، عشق به آزادی رو خاموش کنه و نه زندان، نه شکن...

پست های پرطرفدار